تبلیغات
مقالات
 
 

       

 

   
 

منوی اصلی


نویسندگان


لینک دوستان

ساخت وبلاگ

خرید بلیط هواپیما

تلویزیون

خرید آنلاین

فروشگاه اینترنتی

خرید پستی

ویزای کانادا

انجام پایان نامه

کاغذ دیواری سه بعدی

تبلیغات رایگان

خرید از بانه

بهترین جراح بینی

دانلود رایگان پایان نامه

فلزیاب،فروش فلزیاب،فلزیاب تصویری

چارتر

پخش عمده کیف

دکوراسیون داخلی

عمل بینی

فروشگاه لباس کودک

نوار نقاله

لیست کامل پیوندها

قالب میهن بلاگ

آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


آرشیو ماهانه


باکس تبلیغات

  • پیگیری وام ازدواج
  • آگهی استخدام
  • بازسازی ساختمان
  • آموزش تعمیرات موبایل
  • ثبت نام وام ازدواج
  • سکه soccer stars
  • بلیط آنتالیا
  • تعمیر تبلت
  • آموزش تعمیرات موبایل
  • باکس

     
    <-BlogTitle->

     

    پیوند های روزانه



    بازاریابی اینترنتی برای آژانسهای هواپیمایی

    مرتبط با :

    بازاریابی اینترنتی برای آژانسهای هواپیمایی

    سفر و گردشگری و بلیط هواپیما و رزرو هتل همواره از کسب و کارهای مهم در کشور ما بوده است. درست است که ما کمتر توریست خارجی داشته ایم، اما گردشگری در فرهنگ ما ایرانی ها با وجود شرایط اقتصادی ویژه ای که داریم، جایگاه مهمی دارد. اما شکل کسب و کارهای حوزه گردشگری مدتهاست که تغییر جدی داشته است. بازاریابی اینترنتی این روزهای اصلی ترین روش بازاریابی برای صاحبان این کسب و کارهاست.

    سید حمیدرضا عظیمی مشاور بازاریابی اینترنتی در مورد این موضوع گفت : طی سالهای گذشته بسیاری از آژانسهای مسافرتی ترجیح داده اند که محل کار خود را از خیابانهای پر رفت و آمد به محلهای دیگری منتقل کنند، در حالی که در سالهای گذشته یکی از مهمترین شاخصهای کلیدی موفقیت یک آژانس تابلوی شهریِ آنها و محل حضور آنها بود، اما اکنون گوگل، وبسایت، تلگرام، اینستاگرم و .... نقش مهمی در این موفقیت برای آژانسهای مسافرتی دارد.

    بازاریابی اینترنتی

    ابزارهای بازاریابی اینترنتی می تواند نقش مهمی در موفقیت کسب و کارهای مربوط به گردشگری و ... داشته باشد، این ابزارها هر چند محدود به موارد زیر نیستند، اما اینها از مهمترین ابزارهای بازاریابی اینترنتی محسوب می شوند :

    بازاریابی در موتورهای جستجو و سئو

    بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

    بازاریابی و تبلیغ در گوگل

    بازاریابی در شبکه های اجتماعی

    به هر شکل به نظر می رسد این روند حرکت به سمت فضای دیجیتال و دیجیتال مارکتینگ تنها محدود به آژانسهای مسافرتی و هتلها و ایرلاینها برای فروش بلیط نمی شود و در بسیاری دیگر از کسب و کارهای همین شرایط حکم فرماست.

    نقش اینترنت در فضای کسب و کار نقشی بی بدیل و غیرقابل انکار است که لازم است صاحبان کسب و کار ضمن آشنایی بیشتر با بازاریابی اینترنتی این موضوع را در صدر اقدامات خود در زمینه بازاریابی و تبلیغات قرار دهند.

    اینترنت می تواند به عنوان یک رسانه (Media) نه تنها کار اطلاع رسانی را برای جذب مخاطب و افزایش آگاهی انجام دهد، بلکه می تواند نقش مهمی در فروش و افزایش تراکنشهای مالی برای صاحبان کسب و کارها داشته باشد. هر چند دانشگاه های ما کمتر در این زمینه آموزشی ارائه می دهند اما آموزشگاه های آزاد کلاسهای موثر  و خوبی را در همین زمینه برگزار می نمایند که پیشنهاد می شود در این دوره های شرکت نمایید.



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه 2 شهریور 1396

    نظرات (




    هایفو و همه چیز درمورد آن

    مرتبط با :

    هایفو و همه چیز درمورد آن

    هایفو چیست و چه کاربردهایی دارد؟

    از پیشرفته ترین تکنولوژی های قرن، میتوان به هایفو (HIFU) اشاره کرد. همانطور که می دانید هایفو (HIFU) روشی است برای لیفتینگ صورت بدون جراحی. هایفو (HIFU) عمل لیفتینگ را در یک جلسه انجام می دهد. همچنین برای لاغر کردن سایر اندام های بدن هم مورد کاربرد قرار گرفته است.

    هایفو و مکانیزم انجام آن

    در هایفوتراپی از امواج اولتراسوند(مافوق صوت) استفاده می شود، این امواج با کمک تکنولوژی بسیار پیشرفته (توسط وسایلی شبیه به عدسی که می توانند صوت را در نقطه ای کانونی مجتمع نماید) در نقطه ای از عمق دلخواه متمرکز و تابانده می شود که نتیجه آن ایجاد گرمای موضعی در نقاط و اعماقی دقیق از پوست و بافت زیرین می باشد و بقیه کار با همان توضیح قبلی تخریب کلاژن های قدیمی و بازسازی کلاژن جدید می باشد.این طول‌ موج، به‌همراه خود حرارت و انرژی معینی را به SMAS وارد نموده و در‌طی مراحل زیر، باعث جوانسازی (Rajeunissement) و کشیــد‌گی و لیــفت پـوست (No Surgical Lifting) می‌شود:

    الف ـ جوانسازی (Rajeunissement) پوست:

    اگر تشعشعات ناشی‌ از اولتراسون بتوانند در عمق ۳ میلی‌متری پوست، یعنی در لایه‌ درم رتیکولر، حرارتی معادل ۶۰ درجه‌ی سانتی‌گراد را ایجاد نمایند، این درجه از حرارت باعث بازیابی حیات یا نئوسنتز در تبدیل کلاژن‌ها و الاستین‌های کهنه و بی‌کیفیت و فاقد اثرات جوانسازی، به عناصری فعال در جوان‌ نمودن پوست می‌گردد.روند این بازیابی حیات کلاژن‌ها و الاستین‌ها (Collagen Remodelling)، باعث کم عمق‌ شدن چین‌ و‌ چروک‌ های صورت و ایجاد طراوت و جوانی در پوست می‌گردد. روند جوانسازی و بهبودی در کلاژن سازی تا ۳ ماه بعد از پروسه هایفو ادامه میابد.

    ب‌ـ لیفتینگ صورت، گردن و غبغب:

    معمولاً لایه‌ عضلانی SMAS، همانگونه که اشاره گشت به‌ مثابه‌ی فونداسیون و پایه‌ ای که تمامی لایه‌های پوست روی آن قرار‌گرفته، در عمق ۴/۵‌میلی‌متری پوست استقرار یافته است.امواج اولتراسونی که برای هدف قرار‌دادن SMAS تولید و به داخل پوست هدایت می‌شوند، در‌این عمق و در داخل لایه‌ SMAS، نقاط دایره‌ای متحدالمرکزی را به‌وجود می‌آورند که در مرکز این دایره حرارتی معادل‌۷۰ درجه‌ی سانتی‌گراد را ایجاد می‌نمایند.در‌این درجه حرارت، فعل و انفعالات پیچیده‌ای در ارگان‌های SMAS، از‌جمله فیبریل‌های عضلانی اتفاق می‌افتد که درنهایت باعث ایجاد انقباض، سفتی و افزایش حجم عضلات صورت، گردن و دکولته‌ می‌گردد که حاصل آن بر‌طرف‌ شدن افتادگی، شلی و لاغری عضلات و جوانسازی چهره می‌باشد. پایداری این لیفتینگ بدون جراحی و غیرتهاجمی، نسبتاً طولانی بوده و قوام آن تا دو‌سال می‌باشد.

    مزیت روش هایفو نسبت به سایر روش های لیفتینگ صورت

    * هایفو روشی کاملا موثر، ایمن و تایید شده حتی توسط سازمان غذا- داروی آمریکا (FDA) در درمان افتادگی پوست هست اما کاملا غیرتهاجمی بوده و کوچکترین آسیبی به سطح پوست نمی زند. برخلاف روشهای جراحی و لیزر، بعد از انجام هایفو شواهدی از برش، بخیه، کبودی، قرمزی، زخم و التهاب بر روی پوست دیده نمی شود و فرد به راحتی می تواند کارهای معمول روزمره خود را ادامه دهد و نیاز به استراحت و نقاهت خاصی نیست.

    * دومین نکته این که انجام تنها یک جلسه هایفو باعث بروز بهبودی به مدت یک تا سه سال می گردد و برخلاف روشهای لیزری نیاز به تکرار ماهانه چندین جلسه نیست. ناگفته نماند چون پوست بافتی زنده و پویا هست بعد از هر روش جوانسازی، روند تغییرات سنی ادامه می یابد و عملا هیچ روشی اثری دایمی ندارد اما اثر هایفو با یک جلسه درمان تا مدتی طولانی به ویژه در صورت رعایت اصول نگهداری پوست باقی می ماند.

    * از نظر اقتصادی در مقایسه با روشهای جراحی انجام هایفو کم هزینه تر می باشد.

    موارد استفاده از هایفو

       
    • بالا کشیدن ابروها
    •  
    • رفع افتادگی پلک
    •  
    • رفع چین و چروک اطراف چشم
    •  
    • درمان تیرگی و سیاهی دور چشم
    •  
    • لیفت گونه ها
    •  
    • لیفت چانه
    •  
    • رفع خط خنده
    •  
    • از بین بردن خط اخم
    •  
    • رفع غبغب
    •  
    • لیفت صورت
    •  
    • لیفت گردن
    •  
    • لیفت پیشانی
    •  
    • درمان منافذ باز پوست
    •  
    • زاویه دار کردن فک و مشخص شدن آن
    •  
    • لاغری
     

    لاغری با هایفو چیست؟

    هایفوتراپی درمانی غیرتهاجمی برای لاغری موضعی صورت و بدن است که از اولتراسوند متمرکز با شدت بالا (هایفو) برای از بین بردن دائمی چربی‌هایی استفاده می‌کند که معمولاً در جلوی شکم و پهلوها انباشته می‌شوند. این روش غیرجراحی بیمار را از اندامی متناسب‌تر و لاغرتر برخوردار می‌سازد.

    ناحیه‌های قابل لاغر شدن با هایفو

       
    • شکم
    •  
    • پهلوها
    •  
    • پشت بدن
    •  
    • ناحیه ران مانند سمت داخلی ران
    •  
    • باسن
    •  
    • بازوها
    •  
    • غبغب

    طریقه هایفو لاغری

    متخصص ترانسدیوسر اولتراسوند را روی ناحیه مورد نظر قرار می‌دهد و آن را تا زمان اتمام درمان حرکت می‌دهد. دستگاه هایفو پرتو متمرکزی از انرژی اولتراسوند با شدت بالا را به ناحیه چربی اضافی زیرپوستی می‌تاباند. اولتراسوند از پوست عبور می‌کند، سلول‌های چربی زیرپوستی را از بین می‌برد و زخمی حرارتی را در چربی ایجاد می‌کند. چربی به موازات بهبود یافتن زخم منقبض می‌شود. نتایج هایفو لاغری پس از یک تا سه جلسه درمان مشخص می‌شود. هایفوتراپی درمان ساده‌ای است که در آن دستگاه دو یا سه بار، هر بار به مدت 15 تا 20 دقیقه، روی ناحیه درمان قرار داده می‌شود. کل درمان 45 تا 60 دقیقه طول می‌کشد. واکنش بالینی معمولاً ظرف دو هفته بروز می‌یابد و در مدت سه ماه کامل می‌شود.

    مزایای هایفو چیست؟

       
    • بدون جراحی ( بدون عوارض جراحی و بیهوشی)
    •  
    • سرپائی ( بدون دسترسی)
    •  
    • فقط در یک جلسه ( بدون نیاز به جلسات مکرر)
    •  
    • بدون خطر ( کاملاً ایمن)
    •  
    • نتایج ماندگار (بدون بازگشت)
    •  
    • عدم نیاز به داشتن محیط استریل برای انجام هایفو
    •  
    • بدون خون ریزی
    •  
    • نتیجه خوب درمانی
    •  
    • عوارض بسیار كم
    •  
    • نداشتن محدودیت سنی
    •  
    • روش كار ساده
    •  
    • قابلیت تكرار
    •  
    • درد ندارد (چون درد غیر تحملی ندارد پس حتی نیاز به بی حسی موضعی هم ندارد).
    •  
    • روشی بی‌خطر و ایمن برای انسان می‌باشد چون هیچ نوع اشعه‌ای ندارد

    چه کسانی نمی توانند از هایفوتراپی استفاده کنند؟

    1- خانمهای باردار2- داشتن زخم یا تبخال فعال در محل مورد درمان3- وجود پروتز فلزی یا استنت قلبى4- بیماران صرعی5- دیابتی ها

    عوارض هایفو چیست ؟

    هایفو عوارض خاصی ندارد، فقط ممکن است بیمار در طی درمان، کمی احساس درد کند که قابل تحمل است. گاهی به دلیل اینکه  تنظیم مناسب انرژی صورت نگرفته باشد، پوست کمی قرمز می شود که کاملا گذرا است و به سرعت بهبود می یابد.

    اقدامات قبل و بعد از هایفو تراپی چیست؟

    قبل از هایفو تراپی نیاز به کار خاصی نیست  (جز در موارد خاص مختصری بی حسی موضعی کفایت می کند) پس از هایفو تراپی فرد نبایستی پوست را گرم کند و بهتر است از ترکیبات خوراکی فعال کننده کلاژن سازی استفاده کند.
     

    ماندگاری اثر هایفو (HIFU) چقدر است؟

    بسته به میزان شلی و نوع رژیم غذایی ، سن،ژنتیک و... لیفت ناشی از هایفو( HIFU) حدود 2 سال باقی می ماند .افرادی که تمایل دارند نتیجه ماندگارتر داشته باشند می توانند هر1- 2 سال یکبار این روش را تکرار کنند تا همیشه جوان بمانند.

    هزینه هایفوتراپی

    هزینه هایفوتراپی به ناحیه تحت درمان و تعداد جلسات لازم برای رسیدن به نتیجه دلخواه بستگی دارد.

    منبع : دکترسلام

    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه 13 تیر 1396

    نظرات (




    خرید بلیط هواپیما

    مرتبط با :

    سایت اینترنتی فروش بلیط هواپیما ونوس گشت , خرید بلیط چارتری و سیستمی به صورت آنلاین و تلفنی با نازل‌ترین قیمت ممکن را فراهم کرد.
    به گزارش سرویس بازار ایسنا ونوس گشت با امکان خرید بلیط های چارتری و سیستمی به صورت آنلاین و تلفنی با نازل‌ترین قیمت ممکن و به صورت پشتیبانی 24 ساعته و هفت روز هفته به مسافران خدمات‌رسانی می‌کند.
    سیستم فروش پروازهای چارتر در ونوس گشت با پشتیبانی 24 ساعته صدور بلیت آنلاین و تلفنی و ارایه انواع رزرواسیون تور و هتل است.


    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 21 تیر 1395

    نظرات (




    عکس نوزادان

    مرتبط با :

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک در تهران

     

    آتلیه کودک، نوزاد و دوران بارداری

    بهترین آتلیه کودک تهران کدومه به نظرتون ؟ آتلیه خوب کارهای خوبی رو هم به نمایش میذارن، نمونه کارهای مختلف آتلیه هارو ببینید، اغلب امروزه یا سایت دارن یا پیج اینستا میتونین نمونه کارهای آتلیه هارو از اونجا ببینید …

    چرا آتلیه تخصصی؟

    مطمئنا عکس های آتلیه ای خیلی قشنگ تر و جذاب تر هست و در آینده میتونه در نظر فرزندتون جذاب به نظر برسه، مطمئنا تصاویر در آتلیه ها خیلی با کیفیت تر از تصاویر ثبت شده با موبایل یا حتی دوربین کامپکت هست، البته دقت کنید که خود آتلیه و مدل عکاسیشون هم مهمه …. اما چرا آتلیه تخصصی، دلیلش این هست که اون هایی که تخصصی کار میکنن چگونگی رفتار با کودکان رو هم میدونن و بهتر میتونند عکاسی کنند.

    کدوم آتلیه؟

    ما نمیدونیم که کدوم آتلیه بهتره اما آتلیه های خوبی در تهران و بعضی شهر های اصلی وجود داره، اما نکته مهم اینه که حتما به آتلیه هایی مراجعه کنید که عکاسی تخصصی از کودک میکنند، مثلا یه موردش آتلیه کودک نی نی کلیک هست. وقتی که مجموعه ای تخصصی کار میکنند مطمئنا روی اون تخصصی خودشون مسلط تر هستند.

    آتلیه عکاسی نی نی کلیک یکی از اون آتلیه های خوب تهران هست که فکر میکنیم توی کرج هم شعبه داره، بد نیست از طریق لینک های زیر سری به سایتشون بزنید:

    آتلیه – آتلیه کودک – آتلیه نوزاد – آتلیه بارداری – آتلیه عکاسی

    در ادامه چند تا از عکس عای این آتلیه خوب رو ببینید :

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

    آتلیه کودک

     

    امیدوارم از دیدن عکس های این آتلیه لذت برده باشین، برای دیدن عکس های بیشتر به سایت آتلیه نی نی کلیک مراجعه بفرمایید :

    http://niniclick.com



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در چهارشنبه 25 فروردین 1395

    نظرات (




    وبیلیون سرویس وبلاگ وردپرس رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس

    مرتبط با : وبلاگ رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس وبیلیون

    وبیلیون سرویس وبلاگ وردپرس رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس

    وبیلیون یک سرویس وبلاگ دهی رایگان بر اساس محبوب ترین سیستم مدیریت محتوای دنیا یعنی ورپرس می باشد . همچنین سرویس های ویژه برای افراد حرفه ای نیز وجود دارد .

    از مهمترین مزایای سرویس وبلاگ وردپرس وبیلیون می توان به موارد زیر اشاره کرد :

    1- استفاده از محبوب ترین سیستم مدیریت محتوای دنیا یعنی وردپرس بجای سیستم های دست نویس و نا کارآمد

    2- اختصاص فضای آپلود رایگان . یک گیگابایت برای وبلاگ ها و تا 10 گیگابایت برای سایت های حرفه ای

    3- امکان استفاده از قالب ها و افزونه های حرفه ای که بسیاری از این افزونه ها نسخه تجاری بوده و توسط وبیلیون خریداری شده است و کاربر بدون پرداخت هزینه اضافه از آنها استفاده میکند

    4- امکان تهیه پشتیبان از مطالب وبلاگ وردپرس جهت مهاجرت به سرور اختصاصی خود کاربر

    5- امکان تبدیل وبلاگ به سایت با دامنه اختصاصی و حذف تبلیغات بدون فوت وقت و مهمتر از همه بدون از دست دادن بازدید کنندگان قبلی . بازدید کننده هر مطلب در وبلاگ به همان مطلب در سایت ارجاع داده می شود .

    البته اینها تنها مهمترین مزیت های سرویس وبلاگ وردپرس وبیلیون می باشد . برای آشنایی با امکانات بیشتر و ایجاد اولین وبلاگ وردپرس و یا وب سایت خود از سایت وبیلیون  بازدید کنید .



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه 17 فروردین 1395

    نظرات (




    لبخند پیروزی را آنلاین تجربه کنید!

    مرتبط با :



    لبخند پیروزی را آنلاین تجربه کنید!

    همیشه پیروزی باعث نشستن لبخند بر لبانمان می‌شود مخصوصاً وقتی پس از رقابتی سخت، پیروزی ارزشمندی بدست می‌آوریم. در بازی آنلاین «لبخند پیروزی» نیز وقتی قهرمان شما بر حریف پیروز می‌شود و حریف در برابر قدرت‌تان سر فرو می‌آورد، حس بسیار ارزشمندی به شما دست می‌دهد.





    بازی آنلاین «لبخند پیروزی» شامل دو بخش متفاوت (بخش قهرمان و بخش جنگجو) است که هر کدام از این بخش‌ها جذابیت‌های خاص خود را دارند. با ورود به این بازی شما یک قهرمان و یک جنگجو خواهید داشت. شما باید قهرمانتان را در مراحل 12 گانه همراهی کنید تا بتواند در این مسیر با افزایش قدرت، زیرکی و چابکی خود بر حریفان فایق آید و در نهایت به عضویت مجلس مشورتی شاهزاده درآید.
    در این بازی امکان طراحی شخصیت داستان و نامگزاری قهرمان و جنگجویانتان وجود دارد. در طول مبارزات، قهرمانان و مبارزانی با نام‌ها و ظاهرهای جالب خواهید دید؛ قهرمانانی با نام‌های شخصیت‌های شاهنامه مانند زال و رستم و اسفندیار که ظاهرشان نیز شما را به یاد این شخصیت‌های حماسی می‌اندازد و نیز کاراکترهایی با نام‌های خلاقانه و جذاب دیگر که حتی قبل از شروع مبارزه، دیدن قیافه و نامشان نیز لبخند را بر لبانتان می‌نشانند.

    اما جذاب‌ترین بخش این بازی، قسمت جنگجوها می‌باشد. در طول بازی، تورنمنت‌هایی در این بخش برگزار می‌شود و به برنده نهایی هر تورنمنت جوایز نقدی و غیرنقدی ارزنده‌ای از طرف بازی اهدا می‌شود. هر تورنمنت شامل چندین گروه مبارزاتی است که بایستی برای مبارزه وارد این گروه‌ها شوید. پس از ورود جنگجو در هر گروه، مبارزات به صورت دو به دو و حذفی آغاز می‌شود. مبارزات تورنمنت‌ها با توجه به حذفی بودن، بسیار نفس‌گیر است. پس بهتر است برای کسب نتیجه بهتر و پیروزی در مبارزات، از امکاناتی همچون اسلحه‌ها و معجون‌های بازی استفاده کنید و به قدرت جنگجوی خود بیافزایید. در نهایت یکی از جنگجویان برنده گروه می‌شود و جایزه مربوط به گروه را دریافت می‌کند. در پایان زمان تورنمنت، کاربری که بیشترین قهرمانی در گروه‌ها یا بیشترین تعداد برد را کسب کند، برنده خواهد بود و جایزه تورنمنت را دریافت می‌کند.


    آنچه علاوه بر جذابیت، درباره بازی آنلاین «لبخند پیروزی» حائز اهمیت است، امکان بازی در تلگرام (با کمک ربات مربوطه) می‌باشد که دسترسی شما به بازی در هر جا و حتی با اینترنت کم سرعت را تسهیل می‌کند.

     

    مرجع : http://victorysmile.ir/

    برچسب ها:

    combathtml5 gameonline gamevictorysmile,Victorysmile.irweb game, بازی آنلاین, بازی اکشن, بازی ایرانی لبخند پیروزی, بازی با جایزه, بازی تحت وب ایرانی, بازی رزمی, بازی لبخند پیروزی, بازی مبارزه ای, تورنمنت با جایزه, جنگجو در لبخند پیروزی, قهرمان در لبخند پیروزی, مبارزه آنلاین, مسابقات تورنمنت



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه 25 اسفند 1394

    نظرات (




    جلوه‌هایی از سیره حکومتی پیامبر(ص)

    مرتبط با : پیامبر اکرم(ص) در حکومتشان بر دل‌ها حکومت کردند و زمامداریشان به دور از صدور فرامین خشک و بی‌روح و بدون پشتوانه اجرایی بود. ایشان برخلاف رسم حکومت‌های مادی از مسندنشینی و عدم مردمداری و فرمان دادن آمرانه و حاکمانه صِرف، بری بوده و در عمل زندگی مردم را با دستورات الهی و اسلامی ممزوج می‌نمودند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه تهران در 28 مهر 1368 که مقارن با میلاد نبی مکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) بود، توضیحات مفصل و مبسوطی در مورد مهرورزی و جنبه‌های عاطفی و ارزشیِ سیرت حکومتی رسول الله فرمودند.

    ایشان در طلیعه این بحث فرمودند:

    «بحثى را كه امروز در خطبه‌ اول مطرح خواهم كرد، نگاهى اجمالى و كلى به سیره‌ رسول خداست. در ابتدا لازم است ولادت باسعادت آن بزرگوار و سبط معظّم او - امام صادق(علیه‌الصّلاه والسّلام) - را به همه‌ شما و ملت ایران و همه‌ ملت‌هاى مسلمان تبریك عرض كنم. نكته‌اى كه امروز در بحث زندگى رسول اكرم(ص) مورد نظر من مى‌باشد، عبارت از این مطلب است كه پیامبر اسلام براى آن‌كه ارزشها و اخلاق اسلامى كاملاً در جامعه جا بیفتد و با روح و عقاید و زندگى مردم مخلوط و ممزوج بشود، فضاى زندگى را با ارزش‌هاى اسلامى آغشته مى‌كرد.

    یك وقت كسى دستور مى‌دهد یا توصیه مى‌كند كه مثلاً مردم حسن خلق و گذشت و صبر و استقامت در راه خدا داشته باشند و ظلم نكنند و دنبال اقامه‌ عدل و داد باشند؛ یعنى توصیه و دستور دادن و تعلیم دادن مطرح است - كه البته كار لازمى است و پیامبر اسلام هم تعلیم مى‌داد یعلّمهم و درس معرفت و زندگى به مردم مى‌آموخت - اما یك وقت مطلب از یاد دادن بالاتر است؛ یعنى معلم كارى مى‌كند و رفتارى در پیش مى‌گیرد كه این اخلاق و وظیفه‌ اسلامى، در جامعه به شكل رنگ ثابت درمى‌آید، با عقاید غلط مردم به مقابله برمى‌خیزد، با احساسات جاهلى و ته‌مانده‌هاى رسوب كرده‌ اخلاق غیراسلامى مبارزه مى‌كند و مقابل مى‌شود، به جامعه و مردم شوك وارد مى‌كند و در مقاطع مناسب و با روش‌هاى مناسب، كارى مى‌كند كه فضاى جامعه و محیط زندگى مردم، با این صفت و اخلاق و روش خوب كاملاً ممزوج مى‌شود.

    اگر یك جامعه بخواهد رشد كند و اخلاق صحیح اسلامى را در خود به ‌وجود آورد، محتاج همین روش است. شاید در چند آیه‌ قرآن‌ كه «یزكّیهم» پس از «یعلّمهم» یا قبل از آن بیان شده است، مراد از تزكیه در این آیات همین مطلب باشد؛ یعنى پاك كردن و طاهر كردن و پیراسته كردن مردم؛ مثل طبیبى كه به مریض خود فقط نمى‌گوید این كار را بكن و این كار را نكن، بلكه او را در محل مخصوصى قرار مى‌دهد و آنچه را كه او لازم دارد، به او مى‌دهد و مى‌خوراند و آنچه كه براى او مضر است، از او باز مى‌گیرد. پیامبر اكرم(ص)، چنین وضعیت و روشى را در طول بیست‌وسه سال نبوّت دنبال مى‌كردند؛ مخصوصاً در ده سالى كه در مدینه زندگى مى‌كردند و دوران حاكمیت اسلام و تشكیل حكومت اسلامى بود.

    من، چند مثال و نمونه را آماده كرده‌ام تا مطرح بكنم. این، براى امروز ما در نظام اسلامى خیلى مهم است؛ هم براى آحاد مردم و هم به‌خصوص براى مسئولان و كسانى كه با جمعى سر و كار دارند و مجموعه‌اى از مردم به دهان آنها نگاه مى‌كنند و به حرف آنها گوش مى‌دهند. ما باید توجه كنیم كه اگر بخواهیم آن ته‌مانده‌ها و پس‌مانده‌هاى اخلاق دوران طاغوت را - كه براى رشد و تعالى ما بسیار هم مضر است - از خودمان دور كنیم و بزداییم، چاره‌اى نیست جز اینكه در زندگى خود، همین روش‌هاى رسول اكرم(ص) را با شجاعت و قاطعیت عمل كنیم.»

    ایجاد فضاى سالم در محیط زندگى مردم

    رهبر انقلاب نخستین مثال بحثشان را به خصیصه و شاخصِ «ایجاد فضاى سالم و دور از تعصب‌هاى جاهلانه در محیط زندگى مردم» اختصاص دادند و نمونه‌هایی برای این شاخص ذکر فرمودند.

    ایشان فرمودند:

    «یك مثال، به ایجاد فضاى سالم و دور از تعصب‌هاى جاهلانه در محیط زندگى مردم مربوط است. مى‌دانید كه همه‌ ملت‌ها همین‌طور هستند و جز افرادى كه از لحاظ معرفت، به سطح خیلى بالایى رسیده باشند، وضعشان این‌گونه است كه در موارد زیادى تعصبات و غرض‌ها و مرض‌ها و حقدها و امثال آن، بر زندگى آنها حكومت مى‌كند و مردم را از رفتار عادلانه و حق باز مى‌دارد و فضا را فضاى ناسالم مى‌كند.

    باید این فضا را سالم كرد. براى ایجاد فضاى سالم و ایجاد خوشبینى میان مردم، رسول اكرم(ص) غیر از توصیه‌هایى كه داشتند، روش‌هایى را هم اعمال مى‌كردند. به‌خصوص در آن دوران كه این مسئله بسیار مهم بود؛ چون اعراب جاهلى بین خودشان و نسبت به هم، حقدها و سوءظن‌هاى زیاد و تعصبات قبیله‌اى و فامیلى بسیارى داشتند و پیامبر اكرم(ص) باید اینها را از دل‌هاى مؤمنین بیرون مى‌كشید و دل‌هاى آنها را نسبت به یكدیگر پاك و صاف و روشن مى‌كرد.

    روایتى از پیامبر اكرم نقل شده كه فرمود: «لایبلغنى احد منكم عن احد من اصحابى شیئا فانّى احبّ ان اخرج الیكم و انا سلیم‌الصّدر». پیش پیامبر مى‌آمدند و از یكدیگر بدگویى مى‌كردند و چیزهایى را درباره‌ یكدیگر مى‌گفتند؛ گاهى راست و گاهى هم خلاف واقع. پیامبر اكرم(ص) به مردم فرمودند: هیچ‌كس درباره‌ اصحابم به من چیزى نگوید. دائماً نزد من نیایید و از همدیگر بدگویى كنید. من مایلم وقتى كه میان مردم ظاهر مى‌شوم و به میان اصحاب خود مى‌روم، «سلیم‌الصّدر» باشم؛ یعنى با سینه‌ صاف و پاك و بدون هیچ‌گونه سابقه و بدبینى به میان مسلمان‌ها بروم.

    این، سخنى از پیامبر و دستورى درباره‌ مسلمان‌ها نسبت به شخص آن حضرت است. ببینید چه‌قدر این رفتار رسول اكرم(ص) كمك مى‌كند به اینكه مسلمان‌ها احساس كنند كه در جامعه و محیط اسلامى، باید بدون سوءظن و با خوشبینى با افراد برخورد كرد. در روایات داریم كه وقتى حاكمیت با شر و فساد است، به هر چیزى سوءظن داشته باشید؛ اما وقتى حاكمیت با خیر و صلاح در جامعه است، سوءظن‌ها را رها كنید، به یكدیگر حسن‌ظن داشته باشید، حرفهاى هم را با چشم قبول بنگرید و گوش كنید، بدی‌هاى یكدیگر را نبینید و خوبی‌هاى هم را مشاهده كنید.

    بین مسلمان‌ها رسم بود كه نزد پیامبر(ص) مى‌آمدند و دَرِ گوش آن حضرت حرف‌هایى مى‌زدند و به صورت نجوا، حدیث مخفى و محرمانه‌اى را مى‌گفتند كه آیه‌ شریفه نازل شد و مردم را از نجوا و دَرِگوشى با پیامبر نهى كرد؛ چون در دیگر مسلمان‌ها ایجاد سوءظن مى‌كرد.»


    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 21 دی 1394

    نظرات (




    مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره)

    مرتبط با : مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره)کیفیت نصب و انتخاب ولی فقیه و فعلیت یافتن مقام ولایت و به طور کلی مشروعیت و مقبولیت ولی فقیه از مباحث اصلی و مهم بین گروه های اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. برای تبیین مسأله مشروعیت و مقبولیت ولی فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره)، پس از طرح مبانی و نظریات موجود در باب مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه و بحثِ ابتنا یا عدم ابتنای مشروعیت بر مقبولیت، دیدگاه دو گروه سیاسی موجود در نظام جمهوری اسلامی مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. به نظر می رسد نظریه نصب الهی (مشروعیت الهی) با آثار و سیره عملی امام خمینی(ره) مطابقت دارد؛ اگر چه تأکید و اهتمام امام به مقبولیت و رأی مردم، آن را در حد ابتنای مشروعیت بر مقبولیت ارتقا داده است.

    مشروعیت(2)
    مشروعیت به معنای فرمانبری داوطلبانه و پذیرش آگاهانه مردم از تصمیمات قدرتِ سیاسی حاکم و بر حق بودن یا حقانیت است.1 اما واژه مشروعیت در فقه به فعلی اطلاق می شود که انجام دادن آن، مجاز باشد. این واژه در حوزه های سیاسی و فقهی دارای وجوه متمایزی است. این وجوه متمایز عبارتند از: 1. مشروعیت سیاسی دارای مراتب عدیده و تشکیک پذیر است، یعنی هر چه رضایت شهروندان به حکومت زیادتر باشد، نظام مشروعیت بیشتری خواهد داشت، ولی در مشروعیت فقهی، نظام یا مشروع است و یا نامشروع، یعنی تشکیک بردار نیست؛ 2. مشروعیت سیاسی دو بُعدی است که به رفتار مردم در قبال اوامر حکومت برمی گردد، ولی مشروعیت فقهی امری هنجاری و ارزشی است؛ 3. مشروعیت سیاسی دارای منابع مختلف (سنتی، قانونی و کاریزماتیک) می باشد، ولی مشروعیت فقهی تنها یک منبع (نص) دارد که به دست فقها و کارشناسان دین کشف می شود؛ 4. در مشروعیت سیاسی کسب رضایت مردم یک اصل اساسی است، چه در مرحله تأسیس و چه در مراحل بعدی، اما مشروعیت فقهی مقدم بر تأسیس حکومت است.2

    منظور از مشروعیت در این مقاله، حقانیت و قانونی بودن دستگاه حاکم است، به طوری که اعمال قدرتِ حاکم توجیه عقلی بیابد. در واقع، همان مشروعیت سیاسی یا نزدیک به آن است.

    مقبولیت

    مقبولیت به معنای پذیرش، قبول و انتخاب حاکمان از طرف مردم برای اعمال حاکمیت و اجرای دستورهای یک نظام سیاسی است.3 در فرهنگ سیاسی غرب بین مشروعیت و مقبولیت یک نظام سیاسی تفاوتی وجود ندارد، چون بر آن اساس، مشروعیت هر حکومتی از مقبولیت آن سرچشمه می گیرد. اما در ادبیات انقلاب اسلامی این واژه ها تفاوت دارند. مقبولیت امری کمّی است، ولی مشروعیت بیشتر امری کیفی است، به عبارتی، مقبولیت حکومت به آن است که بتواند مسائل و مشکلات روزمره مردم را حل و فصل کرده و خواسته ها و نیازهای آنان را بر آورده سازد، اما مشروعیت حکومت با پذیرش ساختار پیشنهادی به دست می آید.

    رابطه مقبولیت با مشروعیت را در فرهنگ سیاسی اسلام می توان در عبارات زیر بیان کرد:

    1. مشروعیت به مثابه مقبولیت: این نوع از مشروعیت در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محقق شد، چون او برگزیده خدا و مشروع بود و مقبولیت نیز یافت.

    2. مقبولیت بخشی از مشروعیت: مکتب خلافت معتقد است بُعد قانونیت (مرتبه جعل و اعتبار) پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امت واگذار شده است؛ بنابراین مقبولیت حکومت در بین مردم مسلمان، بخشی از مشروعیت آن است؛ یعنی شارع به مردم مسلمان اجازه داده است تا براساس ضوابط شرعی، حاکم اسلامی را انتخاب و قبول نمایند.

    3. مقبولیت شرط تحقق مشروعیت: در این دیدگاه، حاکم اسلامی منصوب الهی است و منشأ مشروعیتِ حکومت، شارع است، ولی مردم در عینیت بخشیدن حکومت نقش اصلی را دارند، یعنی مقبولیت عمومی، در اصلِ مشروعیت امام معصوم علیه السلام بی تأثیر است، اما شرط تحقق خارجی آن می باشد.

    در نظر قائلان به ولایت مطلقه فقیه، نقش مردم و مقبولیت عمومی در عصر غیبت همان نقشی است که در دوران حضور ایفا می کردند، چون از این دیدگاه، مشروعیت حکومت تنها از طریق نصب الهی تأمین می شود و مردم وظیفه و تکلیف پذیرش ولایت و حکومت فقیه واجد شرایط را بر عهده دارند.4 اما از نظر قائلان به مشروعیت مردمی ولایت فقیه، اعمال حاکمیت فقیه واجد شرایط، از نصب الهی برخوردار نیست بلکه مقبولیت ولایت فقیه، حق مردم است. از نظر قائلان به ولایت الهی مردمی، مقبولیت عمومی هم حق مردم است و هم تکلیف آنان: حق مردم است، چون مادامی که مردم از اعمال حکومت فقیه واجد شرایط، رضایت نداشته باشند، فقیه به دلیل عدم برخورداری از مشروعیت مردمی نمی تواند در این منصب قرار گیرد؛ اما تکلیف مردم است، به دلیل این که اگر مردم از فقیه جامع شرایط، رضایت داشته باشند، او می تواند در این منصب قرار گیرد. بنابراین، او هم مقبولیت دارد (مشروعیت مردمی) و هم مشروعیت الهی. در نتیجه اطاعت از او نوعی تکلیف است.5

    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 21 دی 1394

    نظرات (




    اینترنشنال بیزینس تایمز: روز اجرای توافق هسته‌ای ممکن است عقب بیافتد

    مرتبط با :

      پایگاه خبری اینترناشنال بیزینس تایمز در گزارشی نوشت؛ درحالیکه ایران هزاران سانتریفیوژ خود را غیرفعال کرده است آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنان در حال بررسی فعالیتهای گذشته هسته‌ای این کشور و اتهامات مربوط به آن است.

    این گزارش افزود؛ محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران روز یکشنبه گفت که ایران گام آخر توافق هسته‌ای را اجرا نخواهد کرد مگر اینکه آژانس پرونده موسوم به فعالیتهای گذشته برنامه هسته‌ای ایران را ببندد.

    این اعلامیه احتمالا اجرای توافق و متعاقب آن لغو تحریمها که بسیاری از شرکتهای خارجی منتظر آن هستند را به عقب خواهد انداخت.

    ظریف گفت: ما همیشه گفته‌ایم که مسائل مربوط به گذشته فعالیتهای هسته‌ای ایران بی اساس و بی اعتبار است. بستن موضوع پی ام دی لازمه اجرای برجام است.

    بیزینس تایمز نوشت: از زمان حصول توافق در تابستان بسیاری از شرکتهای خارجی در تدارک ورود به بازار ایران هستند و حتی پیش قراردادهایی نیز با طرف ایرانی تنظیم کرده‌اند. با این حال هنوز این شرکتها اجازه ورود و تجارت با ایران را ندارند تا روز اجرای توافق که مصادف با شروع لغو تحریمها است آغاز شود.

    براساس این گزارش، روز اجرای توافق نیز زمانی می‌آید که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تایید کند که ایران همه گامهای لازم که در توافق هسته‌ای پیش بینی شده را برداشته است.

    با این حال بیزینس تایم مدعی شد که بعضی از شرکتهای خارجی از چندی قبل تجارت با ایران را آغاز کرده‌اند که نقض قوانین تحریمی آمریکا و اتحادیه اروپا محسوب می‌شود.

    این گزارش افزود: هنوز مشخص نیست که طرفین توافق چه زمانی روز اجرای توافق هسته‌ای را اعلام می‌کنند. مقامات آمریکایی می‌گویند که این زمان ممکن است در ماه ژانویه باشد اما اگر ایران بخواهد بدون بسته شدن پی ام دی به جلو حرکت کند روز اجرای توافق ممکن است به تاخیر بیافتد.



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 9 آذر 1394

    نظرات (




    جنگ نرم، شلیک به افکار عمومی

    مرتبط با :
    جنگ نرم، شلیک به افکار عمومیجنگ نرم یا تبلیغات رسانه‌ای و روانی که افکار عمومی را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری و استفاده از زور جامعه را به شکست و انفعال می‌کشاند قدمتی به اندازه تاریخ حیات بشری دارد.

    هرچند که در قرن 21 جنگ نرم اهمیت دوچندانی پیدا کرده و برخی کشورها بدون پرداخت هزینه‌ای به اهداف خود با اتکا به جنگ نرم می‌پردازند اما هنوز هم برخی از کشورها برای تأمین اهداف سیاست خارجی و رسیدن به منافع خود از جنگ سخت یا Hard war استفاده می‌کنند تا به خیال خود بیشترین منافع را به دست آورند و قدرت خود را به نمایش بگذارند.

    اما به کارگیری جنگ نرم در کنار جنگ سخت از دستاوردهای پست مدرنیسم و دوران جدید است که رسیدن به منافع را به حداکثر می‌رساند.

    بمباران تبلیغاتی در کنار بمباران هوایی نه‌تنها ساختارهای جامعه مورد هدف را تغییر خواهد داد بلکه موجب خواهد شد که قالب‌های ماهوی و ساختاری سیاسی آن جامعه کاملا دگرگون شود و زمینه برای تسلط قدرت مهاجم فراهم گردد.

    دشمنان در جنگ نرم زمینه را برای پذیرش تهاجم بیگانه فراهم ساخته و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازند.

    در جنگ‌ها و بحران‌های عصر حاضر مسئله تهاجم ژئوپلیتیکی و سرزمینی دیگر همچون گذشته اهمیت ندارد و مرزهای جغرافیایی تغییر نمی‌کنند چرا که آنچه تغییر می‌کند افکار، اندیشه و هویت جامعه هدف و حتی جوامع دیگر برای دستیابی به اهداف جنگ‌های کلاسیک و سنتی است. در طول چهارسالی که از بحران سوریه می‌گذرد آنچه که واضح و آشکار است نقش رسانه‌ها در هدایت این بحران به نفع خواسته‌های کشورهای غربی است.

    در واقع یک حقیقت کاملا قابل مشاهده در این کشور به چشم می‌خورد و آن اینکه رسانه‌های غربی حقایق را در مورد بحران سوریه آشکار نکرده‌اند، افکار عمومی غرب بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه را می‌شناسد اما نمی‌داند چرا کشورهای غربی خواستار برکناری او هستند. مردم آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلیس نمی‌دانند که تروریست‌ها از بیش از 70 کشور جهان دراین کشور مسلمان مشغول قتل‌عام و نسل‌کشی هستند. نمی‌دانند چرا مردم سوریه از کشورشان مهاجرت می‌کنند و در بدترین شرایط انسانی خود را به خارج از مرزها می‌رسانند.

    عده کمی هم که از شرایط و تحولات سوریه باخبرند تصور می‌کنند که شهروندان این کشور از نظام سوریه فرار می‌کنند...!

    اما حقیقت این است که امپریالیسم غرب بحران انسانی را در سوریه آفریده و از آن به نفع خود استفاده می‌کند، در حالی که افکار عمومی غرب از نیت واقعی سردمداران خود بی‌خبر است.

    قدرت‌های غربی از گسترش دامنه بحران در سوریه نفع می‌برند و این موضوع در راستای منافع سیاسی آنهاست. آنان از طریق دخالت‌ نظامی قتل و کشتار مردم بی‌گناه سوریه به منافع خود می‌رسند و کسی حق اعتراض به آنها را ندارد.

    قدرت‌های غربی نه‌تنها تروریست‌های تکفیری را در این کشور حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کنند و پیشرفته‌ترین سلاح‌ها را در اختیار آنها می‌گذارند بلکه هنر خوب کشتن و دانش استفاده از سلاح‌های شیمیایی رانیز به آنها می‌آموزند.

    پایگاه خبری Information clearing house به این واقعیت اشاره کرده و اذعان می‌کند که ایالات متحده آمریکا بزرگ‌ترین حامی تروریست‌ها در سوریه است و همه گروه‌های تروریستی اعم از داعش، القاعده، جبهه النصره و گروه‌های دیگر را زیر چتر حمایتی خود قرار داده است.

    به نوشته این پایگاه خبری اصطلاح «مخالفان میانه‌رو» یا «ارتش آزاد سوریه» ساخته و پرداخته خود آمریکا است تا از این طریق بتوانند مردم را فریب دهد و چنین وانمود کند که همه گروه‌های مسلح تروریست‌ نیستند بلکه مخالفانی هستند که خواستار سرنگونی نظام بشار اسد هستند. در واقع به نوشته این سایت خبری تحلیلی، نظامیان آمریکایی فقط به تروریست‌ها آموزش‌های نظامی و تسلیحاتی نمی‌دهند بلکه با روح و روان آنها هم سروکار دارند و هویت آنان را تغییر می‌دهند تا از کشتن افراد بی‌گناه احساس پشیمانی نکنند.

    جنگ‌ها بر پایه دروغ و تزویر بنا شده‌اند تا بتوانند حمایت افکار عمومی را به دست آورند یا حداقل بتوانند مخالفان کمتری داشته باشند.

    عده‌ای از تحلیلگران نظامی معتقدند اگر آمریکا توجه کافی به واقعیات خاورمیانه نشان می‌داد یاحداقل تحولات پس از خیزش‌های مردمی در سال2011 را به دقت بررسی می‌کرد اکنون شاهد حضور روسیه در سوریه نبودیم.

    روسیه در کمال بهت و ناباوری باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا وارد سوریه شد و طراحان و تئوریسین‌های آمریکایی را مات و مبهوت کرد بدون اینکه اوباما بتواند از بازی کثیفی که در سوریه به نمایش گذاشته بود خارج شود و به نفع خود بهره‌برداری نماید.

    مقامات آمریکایی می‌گویند یکی از دلایل عمده شکست و رسوایی ایالات متحده نداشتن یک سیاست و استراتژی خاص در سوریه بود.

    آمریکایی‌ها تا آنجا که می‌توانستند به تروریست‌ها کمک کردند و پول، سلاح، امکانات، آموزش و تجهیزات به آنها تزریق کردند بدون اینکه از پیامدهای این اقدام باخبر باشند و بدانند که این اقدامات آیا به نفع ‌آنها تمام خواهد شد یا به ضرر آنها؟

    در همین رابطه دو مقام وزارت خارجه آمریکا نیز اذعان کردند که آمریکا درباره سوریه دروغ گفته و باز هم می‌گوید و این دروغ‌ها و فریب‌ها پایانی ندارد.

    این دو مقام آمریکایی همچنین اعتراف کردند که واشنگتن افکار عمومی خود را فریب داده و مدعی شده که روس‌ها در حملات هوایی خود فقط شهروندان غیرنظامی و بی‌گناه را هدف قرار داده‌اند و هدف کرملین از حمله به سوریه، مبارزه با تروریست‌ها نبوده بلکه محافظت از نظام بشاراسد بوده است.

    به اعتقاد تحلیلگران، فریب افکار عمومی از سوی دولتمردان آمریکایی کار چندان مشکلی نیست. کافی است این ماموریت به رسانه‌ها داده شود تا آنها رسالت دروغگویی و فریب و جنگ‌نرم را به خوبی عهده‌دار شوند.

    رسانه‌های غربی مدعی آزاداندیشی، رعایت دموکراسی و حقوق‌بشر هستند اما واقعیت این است که آنها حقایق را پنهان می‌کنند و اعمال غیرانسانی و ضدحقوق‌بشری دولت‌های خود را توجیه می‌کنند. سوریه یکی از کشورهای آرام و امن خاورمیانه محسوب می‌شود و به غیر از درگیری‌هایی که با رژیم صهیونیستی بر سر مناطق مرزی داشت در این کشور خبری از جنگ، نزاع و درگیری قومی یا مذهبی وجود نداشت اما از وقتی این کشور در صف کشورهای حامی مقاومت اسلامی قرار گرفت مورد هجمه کشورهای غربی قرار گرفت و برای تغییر نظام این کشور تروریست‌ها از ده‌ها کشور روانه سوریه شدند و به قتل و کشتار مردم پرداختند؟!

    در کنار اقدامات نظامی و مداخله نظامی کشورهای غربی علیه نظام بشاراسد رسانه‌های غربی هم جنگ نرم خود را آغاز کردند و تا به حال ادامه داده‌اند.

    مسئله جالب اینجاست که به غیر از رسانه‌های غربی، کوشش برخی رسانه‌های منطقه‌ای از جمله العربیه و الجزیره در انعکاس دروغین تحولات سوریه قابل توجه و تعمق است.

    در مورد بحران سوریه، الجزیره و العربیه نقش محوری دارند و عملیات روانی را رهبری می‌کنند. برخی رسانه‌های غربی مانند سی.ان‌ان، فاکس‌نیوز، اسکای نیوز، بی.بی.سی و دیگر رسانه‌های غربی نیز نقش مهمی در جنگ نرم و توجیه افکار عمومی دارند.

    تبلیغاتی که این رسانه‌ها بر علیه نظام حاکم در سوریه به راه انداختند در طول تاریخ بر علیه هیچ دولتی به راه انداخته نشده است.

    تحلیلگران معتقدند در سوریه بیشتر از این که گلوله شلیک شود فیلم و حرف و تصویر شلیک می‌شود.

    نمونه بارز جعل واقعیات توسط این رسانه‌ها مسئله به کارگیری سلاح‌های شیمیایی از سوی نیروهای دولتی سوریه بود که پس از تبلیغات بسیار و هیاهوهای تبلیغاتی ثابت شد که تروریست‌های تفکیری از سلاح‌های شیمیایی ارسال شده از سوی کشورهای غربی استفاده کرده‌اند و مردم بی‌گناه را قتل‌عام کرده‌اند.

    رسانه‌ها می‌توانند با تحریف واقعیات، بحرانی را بحرانی‌تر سازند یا با هشدار در مورد وضعیت موجود از وقوع بحران جلوگیری کنند در واقع نقش و کارکرد رسانه با ماموریتی که به آن محول می‌شود ارتباط مستقیم دارد.

    رسانه‌ها تریبون نظام‌های سیاسی هستند و می‌توانند به تشدید بحران یا تضعیف بحران کمک کنند.

    در هر صورت رسانه‌ها در حفظ و تحکیم وفاق ملی چه به لحاظ سخت‌افزاری و چه به لحاظ نرم‌افزاری تاثیر فراوانی دارند و همان‌گونه که در تضعیف پایه‌های امنیتی موثرند می‌توانند در ایجاد و تحکیم آن نیز سهم بسزایی داشته باشند.


    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 9 آذر 1394

    نظرات (




    نگاهی به احتمالات و تبعات واقعه "13 نوامبر" در فرانسه

    مرتبط با :
    نگاهی به احتمالات و تبعات واقعه "13 نوامبر" در فرانسهانفجارهای پاریس نشان داد دنیای امروز به هم پیوسته است. اگر نقطه‌ای ناامن باشد این موضوع به نقاط دیگر نیز تسری می‌یابد و این تصور که آتش در یک منطقه محدود می ماند باطل شده است.

     
    مشهورترین نمونه در تاریخ معاصر واقعه 11 سپتامبر 2001 است که آمریکایی ها نیز طعم تروریسم را چشیدند.

     
      در حالی که تنها چند ساعت از واقعه تروریستی پاریس می‌گذرد و اطلاعات کامل نشده قضاوت درباره چرایی و آمران و عاملان زود است و طبعا نگاه‌ها در وهله نخست متوجه «داعش» است و این که این عملیات را به قصد انتقام از فرانسوی‌ها در حملات آنها به داعش انجام داده‌اند با این احتمال جدی که شخص رییس جمهوری فرانسه هدف بوده که برای تماشای مسابقه فوتبال تیم ملی کشور خود و آلمان به ورزشگاه رفته بود.

     
    عجالتا همین که این اتفاق قبل از سفر رییس جمهوری ایران به پاریس رخ داده و آسیبی متوجه هیات ایرانی  نشده جای شُکر دارد هر چند که قربانی شدن انسان ها چه در قلب توسعه یافته ترین شهر اروپا و چه در حاشیه عقب افتاده ترین کشور جهان مایه تاسف است.

     
    به این بهانه چند نکته را بر پایه اطلاعات محدود منتشره در ساعات اولیه می‌توان یادآور شد:

     
    1- این احتمال وجود دارد که برخی رسانه های غربی بخواهند انگشت اتهام را متوجه اقلیت مسلمان شهروند فرانسه یا مهاجران کنند و موجی از مسلمان‌ستیزی یا مهاجر‌کُشی در فرانسه به راه افتد. واقعیت اما این است که احتمال دخالت هر شخص و هر گروهی وجود دارد. تروریست ها می توانند از هر قوم و نژاد و حتی مسلمان باشند اما باید دید اقدام آنان وجه ایدیولولوژیک داشته یا قیام و اقدام حاشیه علیه متن بوده است.

     
      حاشیه نشینان احساس تبعیض می‌کنند و اکنون فرصت و مجالی به دست آورده‌اند تا انتقام بگیرند. این حاشیه‌نشینان می‌توانند از هر ملیت و با هر مذهبی باشند. این رویکرد اخلاقی نیست که اگر نام عربی یا اسلامی داشتند بر این موضوع تاکید شود یا اگر شهروند خودشان بود بگویند شخص دیوانه بوده است!

     
    2- همین چند روز پیش در بیروت ده‌ها نفر بر اثر انفجار کشته شدند. انعکاس خبری آن اما به این اندازه نبود. یا چندی پیش چند هزار نفر در منا قربانی شدند که هر چند عملیات تروریستی نبود اما به هر حال کثیری از مردمان ملل مختلف جان خود را از دست دادند.

     
      مقایسه نوع انعکاس این خبرها نشان می‌دهد که در رسانه های غالب و مسلط دنیا صرفا جان انسان‌ها ارزش خبری ندارد و چنانچه ترور و کشتار در پاریس رخ داده باشد اهمیت بیشتری دارد تا مثلا بیروت یا شهری در افغانستان.

     
      در مورد اخیر می توان اهمیت حادثه را ناشی از حضور رییس جمهوری فرانسه در ورزشگاه و زنجیره ای از عملیات تروریستی در پاریس و سابقه حمله به دفتر یک مجله یا موج مهاجرت به اروپا دانست که حساسیت هایی را ایجاد کرده است اما به هر رو انکار نمی توان کرد که آن قدر که به شهری چون پاریس یا لندن توجه می کنند در قبال دیگر حوادث دنیا حساس نیستند و این دوگانگی از واقعیت تلخی حکایت می کند که همانا بی عدالتی در عرصه های مختلف است. همان بی عدالتی که موجب جذب عده ای به گروه های تروریستی شده است.

     
    3- پیام سریع و صریح رییس جمهوری ایران به رییس جمهوری فرانسه یادآور پیام رییس جمهوری وقت ایران در شهریور 1380 است که زودتر از بسیاری از متحدان آمریکا حمله به برج های دوقلو در نیویورک را محکوم کرد. در آن زمان البته جو احساسی هم ایجاد شد و عده ای از جوانان شمع در دست در میدان محسنی تهران تجمع و با خانواده های جان باختگان ابراز همدردی کردند.

     
    این بار البته بعید است جوانانی مقابل سفارت فرانسه بروند اما همین که این اتفاق در آستانه سفر حسن روحانی به اروپا رخ داد و رییس جمهوری ایران در زمره نخستین محکوم کنندگان بود و در عین حال یادآور شد که ایران خود نیز قربانی تروریسم بوده است نقش و اهمیت ایران را بیش از پیش در منطقه به رخ می کشد و انگشت اتهام را دور می سازد.

     
    4- برخی تحلیل گران فرانسه را قربانی حمایت از مخالفان مسلح در لیبی می دانند. فرانسه آنان را مسلح کرد تا معمر قذافی را سرنگون کنند و حتی گفته می شود عملیات نهایی حمله به کاروان قذافی و همراهان مستقیما توسط فرانسوی ها انجام شد. اکنون چه اتفاقی افتاده است؟

     
      لیبی کشوری است با دو دولت و تروریست ها این مجال را پیدا کرده اند که از راه لیبی  خود را به دریای مدیترانه برسانند و به سوی اروپا پارو بزنند. اگر بخواهیم به زبان عامیانه سخن بگوییم آهِ قذافی فرانسوی ها را گرفته و به زبان فنی تر حذف حکومت های اقتدار گرا بی آن که دموکراسی مورد نظر را به ارمغان آورد ثبات را از میان برده است.

     
      این نویسنده البته آزادی و دموکراسی را مانند هوا می داند و ثبات را به مثابه توجیهی برای اعمال زور نمی پسندد اما این واقعیت را نمی توان انکار کرد که با حذف چهره های مقتدری چون معمر قذافی شمال آفریقا ناامن شد و شاید به همین خاطر در مصر ورق برگشت و نظامیان دوباره قدرت را در دست گرفتند.

     
      یادمان باشد برای مردم امنیت از هر موضوع دیگری مهم تر است و راز پیروزی حزب عدالت و توسعه و رجب طیب اردوغان در انتخابات اخیر ترکیه نیز همین بود که مردم بیم داشتند در غیاب این حزب که بیش از 10 سال کنترل اوضاع را در ترکیه در دست دارد دست خوش ناامن شوند. ولو این که شایعه جدی حمایت آنکارا از برخی گروه های نزدیک به داعش که خود مرکز ناامنی است همواره وجود داشته است.

       


    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 9 آذر 1394

    نظرات (




    می خواهید داعش را شکست دهید؟ رد پول را دنبال کنید

    مرتبط با :

    خبرگزاری فارس: می خواهید داعش را شکست دهید؟ رد پول را دنبال کنید

    جنگ ها پر هزینه هستند. استخدام و استمرار حضور جنگجویان در میدان نبرد، هزینه های جاری مربوط به خرید تسلیحات و مهمات در کنار هزینه های فراوانی که باید به مصرف جنگ برسد، رقم مخارج آن را به شدت افزایش می دهد.

    با این حساب چرا آمریکا رد منابع تامین مالی گروه حکومت اسلامی را به عنوان راهی برای کاستن یا از بین بردن توان رزمی آنها دنبال نمی کند؟ رد پول را دنبال و جریان آن را قطع کنید و سپس ضربه ای بسیار شدیدتر از یک حمله هوایی وارد آورید. اما چنین چیزی رخ نداده است. چرا؟

    مدت هاست که بسیاری بر این اعتقادند که کشورهای عرب خلیج فارس نظیر عربستان سعودی  که از متحدان دیرینه آمریکا نیز هستند، تامین مالی گروه های تروریستی - امروز داعش و پیش از آنها القاعده – را بر عهده دارند. اثبات ارتباط های مستقیم بین آنها کار دشواری است، به ویژه اگر ایالات متحده این روش را برگزیده باشد که چنین چیزی را ثابت نکند. این اظهارنظرها که این پول ها توسط «اعطاکنندگان کمک های مالی» تامین می شود و نه مستقیما از طریق ذخایر ملی این کشورها و اینکه شاید سازمان های خیریه یا شرکت هایی هستند که هدایت این پول ها را به سمت گروه های تروریستی بر عهده دارند، تنها بر وخامت مسئله می افزاید.

    در واقع یکی از کسانی که نسبت به کمک های مالی عربستان به این گروه ها ابراز نگرانی کرد، وزیر امور خارجه وقت آمریکا هیلاری کلینتون بود که طی پیامی که در سال 2009 ویکی لیکز آن را منتشر کرد، هشدار داده بود که اعطا کنندگان کمک های مالی در عربستان سعودی، مهم ترین تامین کنندگان منابع مالی گروه های تروریستی سنی در سطح جهان بوده اند.

    در گروه 20 ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه با صدای بلند حرفی را بیان کرد که در عرصه عمومی چندان مورد بحث قرار نگرفت. او اعلام کرد که اطلاعاتی را با سایر کشورهای عضو گره 20 به اشتراک گذاشته که فاش می کنند 40 کشور از تامین کنندگان مالی اکثر فعالیت های تروریستی این گروه هستند. گفته می شود که در این فهرست نام  یکی از اعضای کشورهای گروه 20 نیز وجود داشته است.

    فهرست اعطاکنندگان کمک های مالی که پوتین به آن اشاره کرد هیچگاه علنی نشد. با این حال گروه 20 شامل کشورهای آرژانتین، برزیل، کانادا، چین، فرانسه، آلمان، هند، اندونزی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، روسیه، عربستان سعودی، آفریقای جنوبی، کره جنوبی، ترکیه، انگلیس، آمریکا و اتحادیه اروپا هستند.

    یکی از منابع درآمد داعش، فروش نفت در مقادیر کلان بوده و هست. در روزهای اولیه کارزار هوایی آمریکا علیه این گروه، مقامات آمریکایی اشاره کردند که تاسیسات تامین نفت دولت اسلامی در صدر فهرست اهداف این کارزار قرار دارند. با این حال در عمل تنها چند سایت نفتی مورد حمله قرار گرفت. یک سخنگوی پنتاگون توضیح داد که ائتلاف در واقع کوشیده است برخی از بزرگ ترین تاسیسات تولد نفت داعش را مورد هدف قرار ندهد، چرا که معتقد است آنها باید جزو اموال مردم سوریه باقی بمانند. علاوه بر این به حداقل رساندن تلفات جانبی غیرنظامیانی که در نزدیکی این تاسیسات حضور دارند، عامل دیگر اتخاذ چنین سیاستی عنوان شده است.

    برآوردهای محافظه کارانه حکایت از آن دارد که دولت اسلامی روزانه یک تا دو میلیون دلار از محل فروش نفت به دست می آورد، رقمی که از نظر عده ای دیگر تا چهار میلیون دلار در روز نیز بالا می رود. با این حال در ماه فوریه پنتاگون اعلام کرد که دیگر فروش نفت منبع اصلی درآمدهای داعش نیست و «کمک های اعطایی» به این گروه از منابع نامشخص در کنار قاچاق، اصلی ترین درآمدهای آن را تشکیل می دهند.

    یکی از مسائل مرتبط با فروش نفت توسط هر کسی از جمله داعش، به بازار رساندن این محصول است. نفت باید با استفاده از تجهیزات سنگین از زیر زمین استخراج شود، احتمالا پالایش و انبار شود، توسط کامیون نفتکش یا لوله های نفتی انتقال یابد و به جایی حمل شود و بعد در بازار جهانی به فروش برسد. در این فرایند مقادیر کلانی پول باید مورد تبادل قرار گیرد و یک تا چهار میلیون دلار در روز بسیار کلان تر از آن است که بتوان هر روزه به طور نقد آن را دست به دست کرد.

    جالب آنکه طبق گزارش گاردین، طی حمله ای که با رهبری آمریکا به مجموعه محل سکونت مامور ارشد مالی دولت اسلامی صورت گرفته، شواهدی به دست آمده که نشان می دهند مقامات ترکیه مستقیما با اعضای رده بالای داعش از جمله مامور اصلی مسئول هدایت عملیات های نفتی و گازی این ارتش ترور در سوریه، سر و کار داشته اند.

    گفته می شود سیاست در باز ترکیه که این امکان را فراهم آورد تا مرز جنوبی این کشور به عنوان یک نقطه ترانزیت غیررسمی به داخل و خارج از سوریه عمل کند، یکی از مسیرهای عمده را برای رساندن نفت خود به بازار در اختیار این گروه قرار داده است. یک مقام ترک در رد این نظریه مدعی شد که نفت داعش تنها از طریق لوله های آبیاری پلاستیکی با قطر کم انتقال داده می شود و به همین دلیل ردگیری آنها دشوار است!

    برخی نیز معتقدند که خریداران نفتی ترک و عراقی با کامیون های خودشان به سوریه سفر می کنند و نفت داعش را از پالایشگاه ها خریداری و خودشان از سوریه خارج می کنند. شناسایی صف نفتکش ها  از هوا و انهدام آنها به همین طریق کار ساده ای است، هر چند که تا همین چند وقت پیش، به نظر نمی رسد که آمریکا چنین کاری کرده باشد.

    بنابراین باید گفت که هر چه می گذرد وضعیت منابع تامین مالی داعش غریب و عجیب تر از آن می شود که بتوان از آن سردرآورد. کسانی که در پی نابودی داعش هستند بهتر است در پی یافتن پاسخ این پرسش باشند که این پول ها از کجا می آیند، همچنین از خود بپرسند چرا بعد از یک سال و سه ماه جنگ، هیچ کس به خود زحمت نداده رد این پول ها را دنبال و مسیر دریافت آنها را مسدود کند.

    نوشته: پیتر وان بورن[1]

    منبع: http://www.informationclearinghouse.info/article43461.htm

    [1] . Peter Van Burenکارمند پیشین وزارت امور خارجه آمریکا که یک سال را در عراق گذرانده است. او پس از انتشار کتاب «نیت ما خیر بود: چگونه من در نبرد برای تصرف دل ها و ذهن های مردم عراق کمک کردم» از سوی وزارت امور خارجه تحت پیگرد قضایی قرار گرفت



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 9 آذر 1394

    نظرات (




    چرا ترکیه به جنگنده روسی حمله کرد؟

    مرتبط با :

    زمانی كه بحران سوریه شروع شد تركیه با محاسبات اشتباه خود سیاستی را در پیش گرفت كه هم اكنون به ظهور گروه‌های تروریستی همانند داعش و جبهه النصره شاخه سوری القاعده و الحرار الشام منجر شده است. هر چند این گروه آخری تلاش زیادی می‌كند كه خود را میانه رو و متفاوت از دو گروه اول نشان دهد اما تحلیلگران معقتدند كه الحرار الشام نیز كم و بیش از اندیشه‌های سلفی وهابی پیگیری می‌كند كه داعش و القاعده نیز از آن پیروی می‌كنند.

    پس از گذشت نزدیك به پنج سال از بحران سوریه نه تنها در سطح میدانی تلاش‌های تركیه به نتیجه نرسیده بلكه با شروع دور جدید مذاكرات سیاسی، آنكارا تمامی سرمایه‌های خود را كه شامل این گروه‌ها هستند در حال از دست دادن می‌بیند. دور جدید مذاكرات سیاسی كه پس از ورود تمام عیار روسیه به جنگ تروریسم در سوریه شروع شده، تمركز خود را بر مبارزه با تروریسم گذاشته است، مسئله‌ای كه به هیچ وجه خوشایند رجب طیب اردوغان نبوده است.

    اردوغان همواره تلاش كرده است كه براندازی دولت بشار اسد را مهم ترین اولویت سیاست‌های متحدان غربی خود در سوریه قرار دهد. اما با حملات اخیر داعش در پاریس، پایتخت فرانسه، غرب اولویت خود را بر مبارزه با داعش و تروریسم گذاشته است و كشورهای اروپایی و آمریكا به صورت علنی از خواسته خود مبنی بر كناره گیری بشار اسد عقب نشینی كرده‌اند.

    همزمان با این تحولات فرانسوا اولاند تلاش‌ می‌كند پس از حملات پاریس ائتلافی خارج از ناتو برای مبارزه با داعش تشکیل دهد و برای دستیابی به این هدف به واشنگتن و مسكو رفت تا با رهبران روسیه و آمریكا درباره چگونگی هماهنگ كردن تلاش‌ها علیه تروریسم گفت‌وگو كند.

    در پی این تحولات برای اولین بار امیدهای جدی برای شكل‌گیری ائتلاف جهانی علیه تروریسم با شركت بازیگران مهم منطقه‌ای و بین المللی ایجاده شده است، مسئله‌ای كه قطعا برخلاف خواست آنكارا بوده و اردوغان تمام رویای‌های خود را در سوریه در حال نابود شدن می‌بیند.

    در چنین شرایطی رئیس جمهور تركیه كه بنابر گفته بعضی ناظران ارتباط خود را با واقعیت از دست داده است، تصمیم گرفت یك جنگنده روسی را سرنگون كند تا از این طریق تلاش‌های شكل گرفته اخیر برای مبارزه با تروریسم را منحرف كند و روسیه را در مقابل ناتو قرار دهد.

    تركیه بلافاصله پس از این اقدام مثل بچه‌ای كه كار خطایی كرده و از ترس مواخذه شدن به پدر و مادر خود رجوع می‌كند از ناتو درخواست نشست اظطراری كرد. هر چند این سازمان در ظاهر تلاش كرد تا همچنان موضع ثابتی در دفاع از اعضای خود بگیرد اما گزارش‌ها و اظهارات بعضی مقامات غربی نشان می دهد كه نگرانی جدی درباره ادامه اقدامات خطرناك اردوغان برای صلح و ثبات جهانی وجود دارد و بعضی نمایندگان كشورهای اروپایی در نشست اضطراری اخر هفته گذشته خود، ماجراجویی خطرناك آنكارا را مورد شماتت قرار داده‌اند.

    موضع ناتو و واكنش‌های شدید و چندجانبه‌ای كه روسیه علیه تركیه اتخاذ كرد، شاید آخرین چیزی بود كه آنكارا آن را پیش‌بینی می‌كرد. مواضع یكی دو روز اخیر مقامات تركیه نشان می‌هد كه آنها احساس انزوا می‌كنند و سعی دارند به طریق مختلف اقدام خود را توجیه و تنش‌ را كاهش دهند. اردوغان روز گذشته مدعی شد كه نظامیان این كشور نمی‌دانستند كه خلبان هواپیمای ساقط شده روسی است و « گرنه طوری دیگری رفتار می‌كردند.» احمد داووداغلو نخست وزیر تركیه نیز طی یادداشتی در تایمز لندن بار دیگر تاكید كرد كه كشورش به دنبال تنش با روسیه نیست.



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه 9 آذر 1394

    نظرات (




    بازی بزرگ در افغانستان؛ رقابت های بین الملی شدت می گیرد؟

    مرتبط با :
    در حالیکه خطر سقوط جمهوری اسلامی افغانستان به پرتگاه مرگبار تقابل قدرت های جهانی بسیار جدی و نزدیك است، برخی منابع خبری با انتشار خبر دیدار پنهانی فرماندهان عملیاتی طالبان افغانستان در شمال این کشور با مقامات روسیه در تاجیکستان، از احتمال آغاز «بازی بزرگ» مسکو در افغانستان خبر می‌دهند. از سوی دیگر به رغم آنکه ائتلاف آمریکایی حاضر در افغانستان، سال ٢٠١٤ به ماموریت نظامی خود در این کشور بعد از ١٣ سال پایان داد و از آن زمان نیروهای نظامی افغانستان با کمک نیروهای نظامی آمریکایی و ناتو مسئولیت محافظت از کشور را به عهده دارند، اما ماه گذشته «باراک اوباما» رئیس جمهور ایالات متحده اعلام کرد که به دلیل افزایش حملات طالبان، این کشور به حضور نظامی خود در افغانستان ادامه می‌دهد و  ٩٨٠٠  نیروی کنونی خود در این کشور را حفظ می‌کند. پیش از این قرار بود خروج نیروهای نظامی آمریکایی از افغانستان پیش از اتمام دوره دوم ریاست جمهوری اوباما یعنی ماه ژانویه سال ٢٠١٧ انجام گیرد. بر اساس برنامه جدید، تعداد نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان با آغاز سال ٢٠١٧ به  ٥٥٠٠ تن کاهش می‌یابد.

    چندی پیش نیز سازمان ملل متحد اطلاعات جدیدی از پیشروی‌ طالبان در افغانستان منتشر کرد و در مورد وضعیت نابسامان امنیتی در این کشور هشدار داد و به مقامات نظامی آمریکا پیشنهاد داد تا در مورد اتفاقات و اوضاع افغانستان صادق باشند.

    لازم به ذکر است که در اواخر ماه گذشته، طالبان با تصرف شهر استراتژیک و مهم «قندوز» که توسط نیروهای امنیتی آمریکا حمایت می‌شد، به بزرگترین دستاورد خود طی سالهای اخیر دست یافت. پس از سقوط شهر شمالی «قندوز» به دست طالبان، بعضی از تحولات نگران کننده در اوضاع امنیتی افغانستان  حادث گردیده است. مواردی كه  بیشترین اهمیت را دارند و با یکدیگر مرتبط هستند؛ عبارتند از:

    ١- نفوذ و پیشروی طالبان  در شمال افغانستان

    ٢- فراتر رفتن حركت های اخیر از پایگاه قومی پشتون در جنوب افغانستان و شمال غرب پاکستان.

    گزارش‌ها حاکی از این است که طالبان افغانستان در فصل جنگی سال جاری نسبت به گذشته در حالی بر شدت حملات خود افزوده است که دولت کابل در مورد گسترش نفوذ این گروه پنهان‌کاری می‌کند.

    از سوی دیگر و در حالی كه چندی است  بحث حضور داعش در افغانستان افكار عمومی جهانی بویژه  افغانستان را نگران كرده است؛ اما دولت وحدت ملی افغانستان با عبور سطحی و ساده از این امر، موجبات انتقاد شدید بسیاری از رسانه های افغانستان نسبت به مخفی كاری دولت و حتی اتهام  به نوعی سازش را فراهم ساخته است. گروه تروریستی داعش علی‌رغم عمر کوتاه چند ماهه در افغانستان، با کمک سازمان‌های جاسوسی پاکستان، آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه در حال ایجاد زیرساخت‌های لازم برای حضور طولانی مدت در افغانستان است. گروه مذكور با استفاده از وضعیت امنیتی نامناسب افغانستان در حال گسترش فعالیت‌های خود در بخش‌های مختلف این کشور است.

    دلایل  مداخله مسكو

    مسلما روسیه حضور تروریسم طالبان، داعش، و... در کنار مرزهای کشورهای آسیای مركزی به عنوان حیاط خلوت و حوزۀ نفوذ و منافع خود را تحمل نخواهد کرد. روس ها از دیر باز همسایگان شمالی افغانستان را به صورت سنتی به عنوان مناطق نفوذ خود ارزیابی می کنند. گسترش فعالیت های تروریستی به شمال افغانستان و درگیری های روزافزون نیروهای امنیتی با تروریست ها در مناطقی که سابقا امن محسوب می شدند، بر نگرانی های روسیه می افزاید. این نگرانی به ویژه پس از سقوط شهر قندوز در شمال کشور به دست طالبان، ابعاد مضاعف پیدا کرد و پس از آن روس ها تلاش های خود برای اعمال فشار بر دولت افغانستان به منظور تقویت نقش کشورهای منطقه برای مبارزه با تروریزم در افغانستان افزایش داده اند. شهر قندوز از مناطق بسیار حساس و استراتژیک در شمال کشور محسوب می شود. این شهر هم برای طالبان، هم برای دولت افغانستان و هم برای همسایگان شمالی کشور به ویژه تاجیکستان و به تبع آن؛ روسیه، از اهمیت و حساسیت فراوانی برخوردار است. بندر راهبردی شیرخان که از طریق آمو دریا،  افغانستان را به  تاجیکستان وصل می کند، در همین استان  قرار دارد. علاوه براین، قندوز برای همه طرف های بازی در افغانستان، دروازه امنیتی شمال محسوب می شود و اگر طالبان بتوانند در قندوز، جای پای خود را مستحکم تر کند، زمینه برای گسترش نفوذ و توسعه تروریزم به دیگر استان های شمال  افغانستان نیز فراهم خواهد گردید. به همین سبب، وقتی قندوز سقوط کرد، عناصر محلی طالبان در برخی فرمانداری های تخار، بدخشان،  بغلان و سر پل دست به تحرکاتی زدند و موفقیت هایی را نیز به صورت موقت، به دست آوردند. ضمن آن كه طالبان پس از قندوز، عملیات سنگین نظامی را به منظور سقوط شهر شمالی میمنه راه اندازی کردد. با این حساب، بدیهی است که روس ها بیشتر از پیش نگران توسعه تروریزم به شمال افغانستان شوند و این که آنها در نهایت بتوانند از این طریق راه خود را به سمت آسیای مرکزی و حوزه قفقاز باز کنند.

    علاوه براین، همراهی طالبان از سوی شمار قابل توجهی از تروریست های ازبک و تاجیک تبار تبعه کشورهای آسیای مرکزی، خطر رخنه و نفوذ آنها به روسیه را تقویت می کند. به این ترتیب، روس ها از هم اکنون تلاش می کنند دولت افغانستان را مجاب کنند که به روسیه حق بدهد که شعاع امنیتی خود را تا بخش های وسیعی از شمال افغانستان گسترش دهد و با ایجاد نوعی همکاری نظامی میان کابل - مسکو، مانع از توسعه تروریزم به شمال و در نتیجه به خطر افتادن امنیت کشورهای آسیای مرکزی شود.

    نتیجه گیری

    در شرایط موجود، در صورتی كه افغانستان توانمندی مدیریت جنگ را از دست بدهد و امریکا طرح مبارزه با تروریسم را در دست گیرد، زمینه مداخله روسیه و دیگر كشور های هم سو را  به همراه خواهد داشت و افغانستان به محل منازعات بین المللی تبدیل خواهد شد. 

    اتخاذ هرگونه سیاست مخدوش و غیرشفاف در مبارزه و جنگ با گروه تروریستی طالبان، دولت وحدت ملی  و مردم مسلمان افغانستان را به سوی سرنوشت تاریک و مصیبت ‌بار خواهدكشاند . بنابراین وظیفه خطیر و آنی دولت وحدت ملی، جلوگیری از سقوط افغانستان در پرتگاه مرگبارِ تقابل قدرت‌های منطقه ای و جهانی  است.

    در حالی كه افغانستان، به عنوان یک کشور در حال گذار در حل و فصل مسائل امنیتی و منطقه‌ای خود، به همراهانی قابل اعتماد نیاز دارد، چنین می نماید كه نظامیان خارجی  افغانستان را ترک نخواهند كرد، حال آنکه میدان نبرد رقابتی جدیدی میان امریکا و روسیه در افغانستان گشوده خواهد شد. البته با توجه به تنگناهای مالی روسیه  و معاملات آتی روسیه با غرب، بعید بنظر می رسد روسیه  بتواند در ابعاد گسترده و به مدت طولانی در افغانستان حضور داشته باشد. هم چنین  تبعات و پیامد دخالت احتمالی روس‌ها در جنگ افغانستان در فضای تعارض و دشمنی شدید با امریکا، ناتو، متحدین عرب اش در منطقه، برای مردم مسلمان افغانستان و كشور های همسایه و منطقه بسیار پیچیده و پر هزینه خواهد گردید.

     در شرایط و موقعیت جاری، حمایت دولت وحدت ملی و نیز كشورهای همسایه از گروههای جهادی افغانستان در تداوم مبارزه و یا معامله صلح با طالبان، تا حدی خواهد توانست مانع حضور قدرت های بزرگ در افغانستان گردد.  



    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در شنبه 9 آبان 1394

    نظرات (




    کارکرد تروریسم در سیاست خاورمیانه‌ای ایالات‌متحده امریکا

    مرتبط با : کارکرد تروریسم در سیاست خاورمیانه‌ای ایالات‌متحده امریکا«منافع» می‌توانند تبیین‌گر اتخاذ یا عدم اتخاذ سیاستهای مختلف از سوی کشورها باشند، اما این واقعیت را نباید فراموش کرد که همواره ارزشها و باور به آنها، در جهت‌گیریها و تشویق در استمرار یا توقف سیاستها، تاثیری انکارنشدنی دارند. لذا قدرتهای بزرگ نظیر ایالات‌متحده امریکا همواره در فرایند سلطه‌گری خویش به سلسله‌ای ارزشهای مورد قبول و باور در سطح جهانی نیاز دارند که به کمک آنها بتوانند پیگیری منافع خویش را کتمان یا توجیه نمایند. با فروپاشی بلوک شرق، نیازمندی به دشمن جدیدی برای ایالات متحده امریکا که در تعارض با ارزشها و باورهای مورد حمایت این کشور باشد و اجرای برنامه‌های سیاست خارجی آن را تسهیل کند، در قالب طرح مقوله تروریسم و پردازش آن در جهت منافع ایالات‌متحده امریکا ظهور و بروز کرد. در نوشتار زیر، این فرایند و اهمیت آن در تدوین سیاست خارجی مناسب از سوی جمهوری اسلامی بررسی شده است.

    پس از رویدادهای یازدهم سپتامبر، اهمیت خاورمیانه باعث شد قدرتهای بزرگ به این منطقه استراتژیک توجه نمایند و درصدد برآیند موقعیت ممتازی در منطقه کسب کنند. قرارگرفتن کشورهای مخالف ایالات‌متحده در خاورمیانه، فرصتی را برای رقبای امریکا فراهم آورد تا روابط خود را با این کشورها گسترش دهند. در این میان می‌توان به اقدامات اروپا و کشورهایی از قبیل روسیه و چین اشاره نمود که از طریق گسترش همکاریهای خود با کشورهای مخالف حضور امریکا در منطقه، به‌صورت آشکارا و مخفیانه درصددند از گسترش سیر یکجانبه‌گرایی ایالات‌متحده جلوگیری کنند. تا قبل از یازدهم سپتامبر، امریکا بهانه‌ای کافی برای پایان‌دادن به این وضعیت نداشت، اما این حادثه، زمینه مقابله امریکا با این وضعیت را فراهم کرد. به‌عبارت‌دیگر وجود رژیمهای اقتدارگرا در منطقه و حل مناقشه اعراب و اسرائیل، امریکا را در جهت ایجاد تغییرات اساسی در منطقه استراتژیک خاورمیانه و دولتهای آن ترغیب می‌کرد.

    به‌طورکلی رویداد یازدهم سپتامبر و تحولات پس از آن جریانات خاورمیانه را به نظام بین‌الملل مرتبط نمود و اهمیت این منطقه را در توازن قدرت بین‌المللی افزایش داد. این امر باعث شده است آرایش نظامی ایالات‌متحده در منطقه پس از پایان جنگ سرد و به‌ویژه پس از یازدهم سپتامبر افزایش یابد؛ درواقع امریکا بدون‌آنکه به واقعیتهای منطقه توجه نماید، حضور نظامی خود را در منطقه به صورت روزافزون افزایش داده است.[۱] این امر پیامدهای زیانباری را در کوتاه‌مدت و بلندمدت، برای کشورهای منطقه در پی خواهد داشت. زیرا ایالات‌متحده با درک نادرست از شرایط خاورمیانه، نه‌تنها در رسیدن به اهداف خود ناکام خواهد ماند، بلکه با حضور نظامی خود در خاورمیانه بحرانها و منازعات منطقه‌ای را نیز تشدید خواهد کرد. ازآنجاکه تسلط بر قلمرو ژئواستراتژیک خاورمیانه، زمینة ‌داشتن موقعیت برتر در نظام جهانی را فراهم می‌آورد، قدرتهای عمده جهان به تلاششان برای تقویت نفوذ خود در این منطقه افزوده‌اند که گاهی اوقات موجبات رقابت میان آنها را فراهم می‌نماید. در این میان ایالات‌متحده قصد دارد با تکیه بر توان نظامی خود، سیاست تهاجمی و جنگ‌سالارانه را در پیش گیرد تا بتواند با تسلط بر تحولات منطقه، زمینه تقویت سیر سیطره‌جویی خود را در نظام بین‌الملل فراهم نماید. جمهوری اسلامی ایران نیز با دارابودن موقعیت ممتاز استراتژیک و ژئوپولتیک در منطقه، از این سیاستهای امریکا مصون نخواهد ماند و ضرورت تدوین استراتژیهای مناسب برای ایران در این زمینه کاملا روشن می‌باشد. به ‌همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در طراحی دیپلماسی خود باید به عواملی از قبیل نظامی و امنیتی‌شدن عرصه روابط بین‌الملل پس از یازدهم سپتامبر، سیطره‌جویی امریکا در مناطق گوناگون جهان، نزدیکی بی‌سابقه سیاست خارجی و اهداف امریکا با اسرائیل و گسترش اهمیت منطقه‌گرایی توجه کند.

    به‌طورکلی می‌توان گفت که دشمن‌تراشی و ایجاد دشمن فرضی یکی از لازمه‌های تعقیب استراتژی توسعه‌طلبانه غرب و به‌ویژه ایالات‌متحده است. استراتژی دشمن‌سازی امریکا با دیدگاه اندیشمندانی مثل ماکیاولی و اشتراوس مطابقت دارد که معتقدند اگر تهدید خارجی وجود نداشته باشد، باید آن را ساخت. در فاصله زمانی میان جنگ جهانی دوم و فروپاشی بلوک شرق، ایالات‌متحده با بزرگ‌نمایی خطر کمونیسم و حضور در منطقه خاورمیانه درصدد بود به اهداف استیلاطلبانه خود دست یابد. به همین‌منظور، تحت عنوان سیاست سد نفوذ کمونیسم، پیمانهای منطقه‌ای نظیر سنتو و سیتو با حضور امریکا و کشورهای منطقه‌ای طرفدار غرب در منطقه منعقد شده بود. به‌عبارت دیگر، وجود ایدئولوژی کمونیسم در دوران جنگ سرد و معرفی آن به‌عنوان تهدیدی برای تمام کشورها از سوی غرب، فرصت مطلوبی برای ایالات‌متحده فراهم ‌آورد که با حضور مستقیم در تمام نقاط دنیا و از جمله منطقه خاورمیانه به منافع و اهداف توسعه‌طلبانه خود جامه عمل بپوشاند. فروپاشی کمونیسم و خلأ ایدئولوژیک ناشی از آن و همچنین نیاز امریکا به وجود دشمنی فرضی برای توجیه حضورش در منطقه باعث شد این کشور، با مطرح‌نمودن خطر بنیادگرایی اسلامی و مرتبط نمودن تروریسم با آن به‌عنوان جایگزین کمونیسم، به حضور همه‌جانبه خود در منطقه ادامه دهد. در این میان برخی کشورهای منطقه‌ای تابع امریکا از قبیل ترکیه و اسرائیل که با فروپاشی بلوک شرق، اهمیت استراتژیک خود را برای غرب از دست داده بودند، با ایالات‌متحده همگام شدند.[۲]

    اهداف قدیمی، دشمن نوین

    در دوران جنگ سرد، جهان به دو بلوک شرق و غرب، به رهبری امریکا و شوروی سابق، تقسیم شده بود و اکثر مناطق و کشورهای دنیا در یکی از این دو بلوک قرار می‌گرفتند. منطقه خاورمیانه یکی از مناطق استراتژیک جهان می‌باشد که در دوران جنگ سرد محل نزاع ابرقدرتهای شرق و غرب قرار گرفته بود. در این چارچوب ایالات‌متحده در دوران جنگ سرد، سیاستهای توسعه‌طلبانه خود را تحت عنوان مبارزه با کمونیسم تعقیب می‌کرد و به‌عبارت‌دیگر مقابله با خطر کمونیسم، به‌عنوان دشمنی خطرناک، به حضور و نفوذ امریکا در کشورهای جهان مشروعیت می‌داد. با فروپاشی نظام کمونیسم و پایان جنگ سرد، امریکا بهانه‌ای برای حضور نظامی در مناطق استراتژیک جهان نداشت و به‌دنبال دشمنی بود که جانشین خطر کمونیسم گردد و به همین منظور پس از یازدهم سپتامبر، خطر تروریسم و ضرورت مقابله با آن را به‌عنوان توجیهی برای حضور نظامی خود در نقاط مختلف جهان مطرح کرد و آن را با منطقه خاورمیانه مرتبط نمود و از این طریق درصدد برآمد اهداف استیلاجویانه خود را در منطقه توجیه نماید.

    در دوران جنگ سرد، اهداف سیاست خارجی امریکا در منطقه خاورمیانه موارد زیر را دربرمی‌گرفت: الف‌ــ دسترسی آزاد و مطمئن به منابع انرژی خلیج‌فارس؛ ب‌ــ تضمین امنیت اسرائیل؛ ج‌ــ کنترل نفوذ شوروی سابق؛ دــ جلوگیری از دستیابی قدرتهای منطقه‌ای به موقعیت مسلط.[۳] پس از پایان جنگ سرد، دیدگاههای متفاوتی در مورد وضعیت امریکا در نظام تک‌قطبی پس از جنگ سرد رایج بود؛ عده‌ای معتقد بودند که دهه ۱۹۹۰ درواقع نوعی «لحظه تک‌قطبی» می‌باشد و سرانجام پایان خواهد یافت. لذا استراتژی امریکا باید افزایش قدرت و تعامل گزینشی با جهان باشد. برخی دیگر بر این باور بودند که قدرت امریکا تا اندازه‌ای زیاد است که برای دهه‌ها تداوم پیدا می‌کند و در نتیجه «لحظه تک‌قطبی» می‌تواند «دوران تک‌قطبی» شود.[۴]

    پس از شکل‌گیری حوادث یازدهم سپتامبر، نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل درخصوص جایگاه جهانی جدید ایالات‌متحده، دیدگاه‌های متفاوتی داشتند. از جمله ویلیام والیس، دیدگاهی بدبینانه نسبت به احتمال گرایش امریکا به چندجانبه‌گرایی پس از حوادث یازدهم سپتامبر دارد. به‌نظر وی روند کنونی، خصلت جلب همکاری کمتری دارد و حکومتهای اروپایی با انتخاب میان تبعیت از رهبری ایالات‌متحده یا مقاومت در برابر آن مواجه می‌باشند و این امر نشان می‌دهد که مواجهه کشورهای اروپایی با ادعای رهبری امریکا بر جهان در دوران پس از یازدهم سپتامبر با همه دورانهای گذشته متفاوت می‌باشد. ولی برخی دیگر از اندیشمندان روابط بین‌الملل بر این باورند که اقدامات یکجانبه‌گرایانه امریکا برای ایجاد جهانی تک‌قطبی با محدودیتها و چالشهایی مواجه می‌باشد.[۵]

    به‌طورکلی پس از حوادث یازدهم سپتامبر، سیاست خارجی ایالات‌متحده در خاورمیانه با تغییراتی اساسی مواجه شد که عوامل عمده آن عبارت‌اند از: الف‌ــ رقابت امریکا با اروپا و روسیه در منطقه؛ ب‌ــ وجود شرایط مساعد در خاورمیانه و ضرورت تغییر وضع موجود در آن برای حفظ منافع امریکا؛ ج‌ــ اعتقاد رهبران امریکا بر این امر که لازمه تحقق صلح اعراب ــ اسرائیل، تغییر شرایطی در منطقه خاورمیانه می‌باشد. با توجه به این موارد سیاستگذاران واشنگتن به این نتیجه رسیدند که تغییر سیاست خاورمیانه‌ای امریکا برای تضمین برتری آن کشور در قرن بیست‌ویکم ضروری می‌باشد.[۶] درواقع رویداد یازدهم سپتامبر را می‌توان دوره گذار در نظام بین‌الملل و نیز سیاست خارجی امریکا دانست. این حادثه با ایجاد دشمن جدیدی به نام تروریسم، زمینه را برای بهره‌برداری امریکا از این دشمن برای حل مشکلات خود در نظام بین‌الملل فراهم آورد. به‌عبارت‌دیگر، برخلاف دوران جنگ سرد که شوروی و اقمار آن به سیاست خارجی امریکا جهت می‌دادند، این‌بار خاورمیانه این نقش را ایفا نمود. ارتباط‌دادن حوادث القاعده به خاورمیانه و طرح خطر سلاحهای کشتارجمعی در منطقه، باعث افزایش اهمیت خاورمیانه در معادلات استراتژیک امریکا و فراهم‌شدن زمینه تغییر وضع موجود در خاورمیانه شد و ایالات‌متحده نیات و اهداف دیرین خود را با پوششهای جدید دنبال نمود.

    امریکا در خاورمیانه

    ایالات‌متحده برای حفظ و توسعه قدرت استیلاطلبی خود، سیاستهایی طرح‌ریزی کرده است تا قدرتهای منطقه‌ای مانند ایران و چین را تضعیف کند. فشارهای واردشده از سوی این قدرت استیلاجوی جهانی غالبا عواقبی ناخواسته و زیانبار دارد؛ درواقع، فشاری که ایالات‌متحده بر این کشورها وارد می‌سازد، به صورت عاملی تسهیل‌کننده در جهت تقویت و تحکیم روابط بین قدرتهای منطقه‌ای مسلط عمل می‌کند. ایالات‌متحده برای تامین منافع خود به همراهی و همکاری متحدان منطقه‌ای خود به‌‌شدت نیازمند است. به‌عبارت‌دیگر در خاورمیانه کشورهای اسرائیل، عربستان، ترکیه و مصر و در آسیای شرقی کشورهای ژاپن، تایوان و کره‌جنوبی در جهت سیاست سیطره‌جویی امریکا عمل می‌کنند. شایان ذکر است که در خاورمیانه و آسیای شرقی به‌ترتیب کشورهای ایران و چین به‌عنوان قدرت برتر منطقه‌ای قلمداد می‌شوند.[۷]

    به‌طورکلی، امریکا به‌عنوان استیلاجویی جهانی، پیوسته ایران و چین را به‌عنوان دو ابرقدرت منطقه‌ای به نقض حقوق بشر، تلاش برای ایجاد زرادخانه‌های عظیم نظامی و تهدید هم‌پیمانان امریکا متهم می‌کند. سیاست امریکا در محکوم‌ کردن کشورهای ایران و چین به شکل‌گیری پیمانهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منجر شده است که در قالب آنها ایران و چین در کانون دوایر متحدالمرکزی از کشورهای ناخرسند و مقاوم در برابر سیطره‌جویی و یکجانبه‌گرایی ایالات‌متحده قرار گرفته‌اند. در خاورمیانه و آسیای شرقی، این کشورها به‌ترتیب شامل سوریه و کره شمالی می‌باشند.[۸]

    استراتژی منطقه‌ای ایالات‌متحده به‌شدت تحت‌تاثیر اسرائیل و صهیونیسم بین‌الملل می‌باشد و دفاع از امنیت و موجودیت اسرائیل به سیاست خارجی امریکا جهت می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، امریکا به مناسبات خود با کشورهای خاورمیانه و از جمله جمهوری اسلامی ایران از پشت عینکی می‌نگرد که اسرائیل برایش ساخته است. در تمام مدت تاسیس غیرقانونی دولت یهودی در سرزمینهای فلسطین، این رژیم از حمایتهای همه‌جانبه ایالات‌متحده برخوردار بوده است. امریکا پس از شکل‌گیری اسرائیل، با فاصله اندکی آن را به رسمیت شناخت و در پی درخواست عضویت اسرائیل در سازمان ملل، این کشور با کمکها و حمایتهای ایالات‌متحده به عضویت سازمان ملل درآمد.[۹]

    به‌طورکلی ایالات‌متحده امریکا و اسرائیل مناسبات استراتژیک و اتحاد نزدیکی با یکدیگر دارند و در چهار دهه اخیر، اسرائیل از کمکهای مالی، نظامی و دیپلماتیک امریکا برخوردار بوده است. درواقع امریکا از زاویه تحسین‌گرایانه‌ای به اسرائیل می‌نگرد و عوامل آن عبارت‌اند از: الف‌ــ اسرائیل سنت دموکراسی، لائیسم و سکولاریسم به شیوه غرب را به‌نحو مطلوب در کشورش اجرا می‌کند؛ ب‌ــ این کشور با کمک کشورهای غربی و به‌ویژه امریکا رشد اقتصادی بسیاری داشته است و به تبعیت از غرب، از اقتصاد بازار آزاد حمایت می‌کند؛ ج‌ــ اسرائیل با جدیت با دشمنان مصالحه‌ناپذیر خود و امریکا مقابله می‌کند.[۱۰]

    درکل حمایتهای سیاسی و اقتصادی فوق‌العاده نمایندگان کنگره و رهبران فکری امریکا منافع و سیاستهای اسرائیل را به پیش می‌برد؛ درواقع مهم‌ترین مساله امنیتی که به سیاستهای امریکا به‌عنوان قدرت استیلاجوی جهانی در خاورمیانه جهت می‌دهد، حول منافع دولت اسرائیل دور می‌زند. می‌توان گفت در سایه روابط ویژه‌ای که بین امریکا و هم‌پیمان منطقه‌ای کوچک ولی قدرتمندش، یعنی اسرائیل، وجود دارد، عادی‌سازی روابط بین ایران و امریکا ممکن نخواهد بود. این سیاست امریکا باعث رنجش ایران، به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای، گردید که در درازمدت تاثیر بسیاری در منافع ملی امریکا دارد.[۱۱]

    جایگاه اسرائیل در استراتژی منطقه‌ای امریکا

    پس از رویداد یازدهم سپتامبر، تامین امنیت اسرائیل تاثیر بسزایی در شکل‌گیری استراتژی منطقه‌ای امریکا در خاورمیانه بر جای گذاشت. یکی از انگیزه‌های مهم امریکا در حمله به عراق، تقویت روند صلح اعراب و اسرائیل بوده است. حل این مناقشه دیرپای می‌تواند پرستیژ امریکا را در نظام بین‌الملل تقویت نماید و زمینه‌های اعمال قدرت را برای این کشور در سطح جهانی فراهم کند. درحالی‌که اروپاییها تاکید می‌کردند که کلید حل بحران عراق، حل مناقشه اعراب و اسرائیل است، جرج بوش پسر تحت‌تاثیر افکار نومحافظه‌کاران به این باور رسیده بود که کلید حل مناقشه اعراب و اسرائیل در منطقه خاورمیانه است و لذا تغییر رژیم در عراق، فلسطینی‌ها را به صلح وادار می‌کند.[۱۲] به‌عبارت دیگر اتحادیه اروپا ریشه بحرانها و درگیریهای منطقه‌ای را در خاورمیانه، منازعه اعراب و اسرائیل می‌داند. در این چارچوب اعتقاد آنها بر این بود که با حل نهایی اختلاف اعراب و اسرائیل، عراق نیز به‌عنوان کشوری عرب ناچاراً از موضع تهدید اسرائیل دست برمی‌دارد و برای از دست ندادن حمایت اعراب با آنها همگام می‌شود. اما ایالات‌متحده معتقد بود که سرنگونی رژیم صدام باعث می‌شود ضریب امنیتی اسرائیل افزایش یابد و فلسطینی‌ها و اعراب را در موضع ضعف قرار می‌دهد و به تحقق صلحی میان اعراب و اسرائیل منجر می‌گردد که در آن منافع و اهداف امریکا و اسرائیل مورد توجه قرار گیرد.[۱۳] به‌عبارت‌دیگر تامین امنیت اسرائیل و حمایت از آن کشور به سیاستهای امریکا در منطقه جهت می‌دهد. این امر در مواجهه دوگانه امریکا با موضوع تروریسم و سلاحهای کشتارجمعی در منطقه به‌خوبی مشهود است؛ ایالات‌متحده درحالی‌که از سیاستهای اسرائیل در کشتار مردم فلسطین حمایت به عمل می‌آورد، مبارزه فلسطینیها و دفاع آنها از سرزمین و حق حاکمیت خود را عملی تروریستی قلمداد می‌کند.[۱۴]

    همچنین، دولت امریکا می‌کوشد که ایران را از دستیابی به تکنولوژی صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای محروم کند، درحالی‌که نخبگان سیاسی امریکا در تعیین استراتژی امنیت ملی امریکا برای اسرائیل از لحاظ داشتن سلاحهای کشتارجمعی حق قائل شده‌اند. به سخن دیگر، با توجه به اختلاف میان اسرائیل و کشورهای اسلامی منطقه، ایالات‌متحده درصدد است با خلع سلاح کشورهای منطقه و درعین‌حال تجهیز اسرائیل به انواع سلاحهای کشتارجمعی، توازن فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای را به نفع اسرائیل تغییر دهد. این مواجهه دوگانه امریکا در موضوع تروریسم و سلاحهای کشتارجمعی نشان‌دهنده تاثیر اسرائیل بر سیاست خارجی امریکا در منطقه است.[۱۵]

    از دید نخبگان سیاسی امریکا، بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت و موجودیت اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران می‌باشد و لذا رفتار خصمانه امریکا علیه ایران همیشه تداوم دارد.

    پس از انتخاب جرج بوش پسر به ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده، این کشور در پی آن است که سیاستهای جهانی، منطقه‌ای و داخلی را به‌منظور ایجاد جوامع و سیاستهای لیبرال، با به‌کارگیری قدرت خود و آن هم در شکل نظامی، متحول کند. بوش بر این باور است که جهان در آستانه تحولی عظیم در تاریخ بشری قرار دارد و ایالات‌متحده امریکا خود را در مرکز ثقل این تحول می‌بیند.[۱۶] درواقع استراتژی کلان امریکا در دوران پس از یازدهم سپتامبر که از تفکرات محافظه‌کارانه نشأت گرفته و طی دو دهه گذشته تدوین گشته است، سه ویژگی مهم دارد: ضدچندجانبه‌گرایی تهاجمی، جنگ‌سالاری و مطلق‌گرایی اخلاقی. در توضیح این عبارت باید گفت که نخبگان امریکا پس از یازدهم سپتامبر بر این باوراند که با اعتقاد به نسبی‌گرایی نمی‌توان از عدالت و عقلانیت سخن گفت. آنها رژیم‌های سیاسی را به نیک و بد، و خیر و شر تقسیم می‌کنند که این دیدگاه متاثر از تقسیم ارزشها به خیر مطلق و شر مطلق می‌باشد. رگه‌های این اندیشه را می‌توان به‌خوبی در جملات جرج دبلیو بوش (پسر) دید؛ جملاتی در مورد دولتها و کشورهای شرور که ارزشهای امریکایی را به چالش کشیده‌اند. ناگفته نماند که در دوران ریگان نیز اتحاد جماهیر شوروی لقب امپراتوری شیطانی (Evil Empire) گرفته بود.[۱۷] توجیه‌کننده این عناصر مبارزه با تروریسم می‌باشد که به جای مبارزه با کمونیسم قرار گرفته است و چون مبارزه با تروریسم هم می‌تواند در میان مردم مقبولیت پیدا کند، این توانایی را دارد که مبنای تشکیل ائتلافهایی با قدرتهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گردد.[۱۸]

    به‌طورکلی پس از یازدهم سپتامبر، نخبگان سیاسی امریکا به این باور رسیدند که ماشین نظامی امریکا باید در جهت تحقق آرمانهای امریکا به‌کار گرفته شود. از نگاه دولت بوش، رویداد یازدهم سپتامبر به‌عنوان مانعی در راه تحقق آرمانهای امریکایی، ریشه در دنیای عرب دارد و لذا حذف صدام و ظهور دموکراسی در عراق، باعث می‌شود سلسله‌ای از تحولات جدی پی‌درپی در دنیای عرب به نفع غرب و امریکا به‌وجود آید. به‌همین‌دلیل، اروپاییها، راهبرد دولت جرج بوش پسر را «ویلسونیسم در چکمه» تعبیر می‌کنند و معتقدند که این‌بار امریکا درصدد است با قوای نظامی خود آرمانهای ویلسون را نهادینه کند.[۱۹] به‌عبارت‌دیگر امریکا برای خود منافع فراملی قائل است و درصدد است این منافع را با به‌کارگیری قدرت نظامی تامین نماید.[۲۰]

    اروپا در خاورمیانه

    ایالات‌متحده امریکا و اتحادیه اروپا از جمله بازیگران مهم و تاثیرگذار نظام بین‌الملل محسوب می‌شوند و ازاین‌رو شناخت مواضع و عملکرد این دو بازیگر در قبال جریانات جهانی، از جمله شیوه‌های تبیین پدیدارهای بین‌المللی محسوب می‌گردد. توجه به مقولات و مسائل مهمی همچون تروریسم، سلاحهای کشتارجمعی، مناقشه خاورمیانه و سایر موضوعات مهم جهانی به‌طور فزاینده‌ای در دستور کار اروپا و امریکا قرار گرفته است. هر دو بازیگر تلاش می‌کنند جریانات مهم جهانی را مطابق با منافع و علایق خود هدایت نمایند و به‌رغم بسیاری از مواضع مشترک، اختلافات زیادی نیز در دیدگاهها و مواضع آنها مشاهده می‌شود.

    تا قبل از فروپاشی نظام دوقطبی، راهبرد کشورهای اروپایی در زمینه سیاست خارجی، پیروی از جهت‌گیریهای امریکا بوده است. به‌عبارت‌دیگر منافع امریکا و اروپا در دوران جنگ سرد هیچ‌گونه تقابلی با یکدیگر نداشته و سطح منافع مشارکتی آنان نیز گسترده بوده است. پس از پایان جنگ سرد و با توجه به اینکه منافع اقتصادی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا بعد استراتژیک پیدا کرده، به مرور سطح منافع رقابتی این اتحادیه با ایالات‌متحده در حال گسترش است. درواقع با وجود آنکه اتحادیه اروپا و امریکا از مشارکت اقتصادی روبه‌رشد و دوجانبه سودمند برخوردارند، توجه این دو بازیگر به حوزه منافع عینی و شخصی در بسیاری موارد، موجبات تلاقی و حتی تعارض مواضع آنها را درباره این موضوعات فراهم می‌سازد. البته ازآنجاکه اروپا و امریکا تشکیل‌دهنده تمدن غرب هستند و از جهات فرهنگی و سیاسی با یکدیگر مشترکات بسیاری دارند، در مقایسه با مناطق دیگر، در آینده نزدیک‌ کمترین تقابل و تضاد منافع را با یکدیگر خواهند داشت.[۲۱]

    رویداد یازدهم سپتامبر و تحولات پس از آن، مناسبات امریکا و اروپا و همچنین جایگاه استراتژیک اروپا را در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای دگرگون نمود و استراتژی منطقه‌ای اروپا را در خاورمیانه تحت‌تاثیر قرار داد. در فضای نظام بین‌الملل پس از یازدهم سپتامبر، اروپا در خاورمیانه با نگرانیهایی مواجه بود که از جمله عبارت‌اند از؛ نفوذ اقدامات تروریستی و بنیادگرایانه از خاورمیانه به اروپا، تبدیل‌شدن ناتو به ابزاری سیاسی در دست امریکا پس از حمله یکجانبه این کشور به عراق، فشار امریکا بر اتحادیه اروپا در زمینه افزایش هزینه‌های دفاعی و نظامی به منظور کاهش قدرت اقتصادی کشورهای اروپایی، ناهماهنگی کشورهای اروپایی درخصوص اتخاذ یک سیاست مشترک در خاورمیانه و ناتوانی اروپا در پرداخت هزینه‌های حضور در خاورمیانه.[۲۲] تا پیش از وقوع یازدهم سپتامبر اروپاییها امیدوار بودند که پارادوکسهای ناشی از این موارد را از طریق حضور در کشورهایی جبران کنند که امکان حضور امریکا در آنها کم بود، چراکه فضای نظام بین‌الملل در این دوران، زمینه عملی‌شدن این استراتژی را تاحدی فراهم‌ آورده بود و امریکا بهانه چندانی برای حضور در منطقه خاورمیانه نداشت.[۲۳] درواقع اروپاییها درصددند مفهوم جدیدی از امنیت را به جای مفهوم آن در دوران جنگ سرد به‌کار برند. در مفهوم جدید، امنیت بیش‌ازآنکه وابسته به قدرت نظامی و تکثیر نکردن سلاحهای هسته‌ای باشد، وابسته به توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورهای جنوب مدیترانه می‌باشد. البته اقدامات امریکا پس از یازدهم سپتامبر در جهت یکجانبه‌گرایی و تقویت نظامی‌گری از طریق حمله نظامی به افغانستان و عراق در مسیر مخالفت و تضعیف فرایند جایگزینی مفهوم جدیدی از امنیت تلقی می‌شود.[۲۴]

    منافع اروپا در خاورمیانه بر تجارت، انرژی، ثبات مورد نیاز برای مهار تروریسم و ایجاد صلحی پایدار میان اعراب و اسرائیل متمرکز است. در مورد ثبات منطقه‌ای، منافع اروپا با منافع امریکا هم‌پوشانی دارد و این مساله از موضوعات اولویت‌دار برای هر دو طرف محسوب می‌شود. بااین‌حال اروپا و امریکا در خاورمیانه اختلافات زیادی با هم دارند. امریکا مایل است به‌عنوان یک ابرقدرت جهانی، با منطقه خاورمیانه در تعامل باشد و این درحالی است که اروپا با توان و قدرت محدودتری که دارد، از مواضع توسعه‌طلبانه کمتری نسبت به منافع و نیازهایش در منطقه خاورمیانه برخوردار است. همچنین اروپا برخلاف امریکا که منطقه را به هم‌پیمانان و دشمنان تقسیم می‌کند، درصدد برقراری و حفظ رابطه با تمامی کشورهای منطقه است. امریکا از دهه ۱۹۹۰، از اتخاذ رویکردی منصفانه نسبت به فرایند صلح خاورمیانه دوری کرده است، ولی اروپا تحقق صلحی پایدار و باثبات را در گرو تشکیل دولتی فلسطینی به پایتختی قدس شرقی می‌داند. میان اروپا و امریکا درخصوص اتخاذ جهت‌گیریها و سیاستهایی در مورد عراق و ایران اختلاف‌نظرهایی وجود داشته است.[۲۵]

    سیاست اروپا در منطقه خاورمیانه به دلیل مشکلات موجود در راه دستیابی به سیاستی مشترک در قبال خاورمیانه دچار ضعف بوده است. فقدان یکپارچگی در اتخاذ راهبردی مشترک و نبود یکپارچگی در قدرت نظامی اروپا موجب شده است میزان تاثیرگذاری اروپا محدود گردد.[۲۶] از عوامل دیگری که نفوذ اروپا را در خاورمیانه آسیب‌پذیر می‌سازد، جایگاه ایالات‌متحده در نظام بین‌الملل و استراتژی منطقه‌ای آن کشور در خاورمیانه پس از یازدهم سپتامبر می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر اروپا برای حفظ موقعیت فعلی و نیز کسب موقعیت برتر در آینده نظام بین‌الملل، نیازمند این است که به شریک امریکا در خاورمیانه تبدیل شود و نه اینکه تابع استراتژیک امریکا در خاورمیانه ‌باشد. تحقق چنین امری می‌تواند از فشارهای وارده از سوی امریکا بر کشورهای اروپایی بکاهد. از منظر امریکا، اروپاییها می‌کوشند که بدون پرداخت هزینه‌های لازم برای حضور در خاورمیانه و صرفا با اتکا به اختلاف موجود میان امریکا و برخی کشورهای منطقه از جمله ایران، سوریه، لیبی و عراق (قبل از حمله امریکا به آن کشور)، موقعیت خود را در خاورمیانه تثبیت کنند و از وابستگی خود به امریکا در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و نیز بین‌المللی بکاهند.[۲۷]

    درواقع از نظر امریکا، اروپا توان پرداختن هزینه حضور در منطقه خاورمیانه را ندارد و ازهمین‌رو باید دنباله‌رو سیاستهای امریکا در این منطقه باشد. امریکا و اسرائیل درنهایت حاضراند اروپا را به‌عنوان بازیگر درجه دوم در خاورمیانه بپذیرند. یکی از انگیزه‌های رهبران اروپایی برای پیوستن به ائتلاف ضدتروریسم در جنگ افغانستان، متقاعدکردن امریکا به پذیرش اروپا به‌عنوان شریک در خاورمیانه ازیک‌سو و استفاده‌نکردن از شیوه حمله نظامی علیه عراق ازسوی‌دیگر بود. به‌طورکلی اروپا تواناییهای لازم را به‌منظور تاثیرگذاری بر چگونگی سیاستهای خاورمیانه ندارد، بنابراین موضوعات مورد علاقه‌اش این اجازه را نمی‌دهد که حتی در صورت داشتن دیدگاههای متفاوت بر سر تاکتیکها، راهبردها و هزینه‌ها، به منافع بنیادین مشترکی که با امریکا در منطقه دارد، آسیبی برسد.

    به‌طورکلی، استراتژی منطقه‌ای اتحادیه اروپا در خاورمیانه، به‌شدت تحت‌تاثیر اقدامات و مواضع ایالات‌متحده است که نمونه مشخص آن رویکرد کشورهای اروپایی درباره برنامه هسته‌ای ایران می‌باشد. کشورهای یادشده بر حقوق ایران در چارچوب آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و براساس عضویت ایران در معاهده عدم گسترش سلاحهای هسته‌ای تاکید می‌کنند. آنان الگوهای مرحله‌ای را پذیرفته و از برخوردها و اقدامات واکنشی بر ضد ایران نگران بودند و برای تحقق چنین سیاستی، الگویی متفاوت با امریکا به کار گرفتند. اروپاییها در اعمال اقدامات تنبیهی علیه ایران محتاط‌تراند و از فشارهای تدریجی و گام‌به‌گام متناسب با رفتار ایران حمایت می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، نگرش کشورهای اتحادیه اروپا ابتدا مبتنی بر شفاف‌سازی سیاستهای اتمی ایران به ازای مشارکت بین‌المللی برای تامین نیازهای هسته‌ای این کشور بوده است و زمانی‌که ایران گامهایی را در چنین جهتی برداشت، کشورهای اتحادیه اروپا با واکنش امریکا روبرو شدند. بنابراین معادله رفتاری جدیدی ایجاد شد که در چارچوب آن محدودیتها و فشارهای بین‌المللی امریکا افزایش یافت و امریکایی‌ها تلاش کردند الگوی رفتار اروپا را که مبتنی بر اعتمادسازی بود، تغییر دهند. درواقع «دیپلماسی فشار» امریکا زمینه‌ساز تغییرات تدریجی در مواضع کشورهای اروپایی در قبال برنامه هسته‌ای ایران شد.

    درکل اولویتهای راهبردی اروپا در خاورمیانه عبارت است از: حمایت از دموکراتهای منطقه، ایجاد زمینه برای سهولت‌بخشیدن به توسعه دموکراسی و سازماندهی مجدد سیاست غرب برای حمایت از نخبگان حامی استقرار دموکراسی در کشورهای دیگر.[۲۸]

    روسیه در خاورمیانه: سرگردانی یا خودآگاهی

    مسکو در سالهای پایانی حکومت اتحاد جماهیر شوروی، استراتژی خارجی جدیدی را آغاز کرد که بر کاهش روابط با کشورهای درحال‌توسعه متمرکز شده بود. پس از فروپاشی شوروی و باتوجه به محدودیتهای اقتصادی کشور روسیه رهبران این کشور با اعطای امتیازات بزرگ به غرب و از جمله همگام‌شدن با سیاستهای غرب در مسائل مربوط به جهان سوم، برای کسب کمک اقتصادی به آن متوسل شدند. درنتیجه حجم مبادلات تجاری روسیه با کشورهای درحال‌توسعه از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ به دوسوم کاهش یافت.[۲۹] پریماکف، نخست‌وزیر روسیه در ۱۹۹۶، به‌منظور احیای قدرت بزرگ روسیه با مدنظرداشتن روابط نزدیک‌تر با کشورهای درحال‌توسعه به‌عنوان اهرمی برای نفوذ و قدرت مسکو در نظام بین‌المللی، سیاست خارجی جدیدی را در پیش گرفت. برقراری روابط نزدیک با کشورهای خاورمیانه، امریکای لاتین، چین و هند از جمله اهداف سیاست خارجی روسیه در دوران نخست‌وزیری پریماکف بود. تداوم ابتکارات سیاست خارجی وی در دوران نخست‌وزیری ولادیمیر پوتین همچنان حفظ شد. پوتین پس از انتخاب به ریاست‌جمهوری روسیه به تلاشهای خود برای جلب همکاری بیشتر این مناطق شدت بخشید و توانست با تقویت ارتباط با این کشورها، شبکه‌‌ای از روابط دوستانه در مناطق در‌حال‌توسعه و از جمله خاورمیانه ایجاد کند. به‌طورکلی خاورمیانه یکی از مناطق اصلی درگیری میان روسیه و ایالات‌متحده بوده است. این تعارض در مناقشه ایالات‌متحده با روسیه بر سر فروش فناوری موشکی و راکتورهای هسته‌ای این کشور به ایران، علاوه بر فروش سلاحهای متعارف به جمهوری اسلامی ایران بوده است. بااین‌حال، هرچند ایران برای سیاست منطقه‌ای روسیه اهمیت دارد، در مقایسه با روابط روسیه با امریکا، به‌نظر می‌رسد روسها حاضر نیستند منافع روسیه را قربانی کنند.[۳۰] بااین‌حال، برخی از سیاستهای روسیه در منطقه برای جمهوری اسلامی ایران مطلوب است و با امنیت و منافع ایران همخوانی دارد.


    ...

    نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه 9 مهر 1394

    نظرات (




     
    ( تعداد کل صفحات: 2 )

    1 2

     

     

     
     

    درباره



    مدیر وبلاگ: محمد محمدی
     


    مطالب پیشین

    » بازاریابی اینترنتی برای آژانسهای هواپیمایی
    » هایفو و همه چیز درمورد آن
    » خرید بلیط هواپیما
    » عکس نوزادان
    » وبیلیون سرویس وبلاگ وردپرس رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس
    » لبخند پیروزی را آنلاین تجربه کنید!
    » جلوه‌هایی از سیره حکومتی پیامبر(ص)
    » مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی(ره)
    » اینترنشنال بیزینس تایمز: روز اجرای توافق هسته‌ای ممکن است عقب بیافتد
    » جنگ نرم، شلیک به افکار عمومی
    » نگاهی به احتمالات و تبعات واقعه "13 نوامبر" در فرانسه
    » می خواهید داعش را شکست دهید؟ رد پول را دنبال کنید
    » چرا ترکیه به جنگنده روسی حمله کرد؟
    » بازی بزرگ در افغانستان؛ رقابت های بین الملی شدت می گیرد؟
    » کارکرد تروریسم در سیاست خاورمیانه‌ای ایالات‌متحده امریکا

    » لیست کامل مطالب ارسالی


     


    Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by nin6
    This Template  By Theme-Designer.Com
     

    خرید بک لینک | خرید بک لینک